bbbbb40
طرح عرصه ملی به جای وحدت ملی چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه ، 27 آذر 1388 ، 03:40
امیدوار رضایی25
5568
سال گذشته در آذرماه که نامزدهای احتمالی و جناح های سیاسی خود را برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران اماده می کردند، دو طرح ملی ارائه شد یکی دولت وحدت ملی که آقای ناطق نوری آن را ارائه کرد و هر دو جناح با آن مخالفت کردند.
 
 دیگری طرح عرصه ملی با این هدف که یک فضای فراجناحی به وجود آید و رقابت ها در درون آن صورت گیرد که البته هر دو جناح با سکوت از کنار آن گذشتند. البته برخی با طرح مکمل آن، یعنی دولت ائتلافی کارآمد و متعهد نیز مخالفت کردند.
 
 محسن رضایی در نامه به یکی از مخالفین این طرح، از طرح دولت وحدت ملی و عرصه ملی پرده برداشت. بد نیست به گوشه ای از این اظهار نظر توجه کنیم تا بعدا تحلیل و پیشنهاد خود را پی گیری کنیم:

بسمه تعالي
برادر گرامي جناب آقاي عسگراولادي
واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا

با سلام و تحيت:
از قضاوت عجولانه جنابعالي که از پيشکسوتان انقلاب اسلامي هستيد در نفي «دولت ائتلافي كارآمد و متعهد» تعجب كردم. البته عده‌اي آن را با طرح دولت وحدت ملي اشتباه گرفتند. اين طرح با طرح «دولت وحدت ملي» متفاوت و همان چند ماه پيش هم عرض كردم كه كشور ما در شرايطي نيست كه طرح دولت وحدت ملي پي گيري شود. (به مصاحبه اينجانب با روزنامه اعتماد درهمان تاريخ مراجعه بفرماييد). اگر چه آن طرح هم از سر دلسوزي و تعهد پيشنهاد شده بود و پس از آنکه اصلاح طلبان با آن مخالفت کردند طراح آن، موضوع را مسکوت گذاشت.

طرح دولت وحدت ملي به توافق بين سران جناح‌ها بر مي‌گشت در حالي که دولت ائتلافي، دردرون جناح‌ها بوجود مي‌آيد. حتي اگر چند نفري هم از نيروهاي کارآمد و متعهد، از جناح ديگر به‌کارگيري شوند بدون توافق جناحي و يا چانه زني و از اين دست اقدامات، صورت مي‌گيرد.

البته معتقدم که بايد «عرصه ملي» را در کشور به وجود آوريم که موضوع اصلي آن منافع ملي و ارزش هاي حياتي جامعه است و همه معتقدين به نظام اسلامي، چه در جناح‌ها باشند و چه مستقل، چه در حاکميت باشند و چه در جامعه، مي‌توانند در ايجاد آن مشارکت داشته باشند.

تفاوت عرصه ملي با عرصه جناحي اين است که اولي، فراجناحي است و با منافع ملي مرتبط است ولي دومي، جناحي است و به سليقه هاي متفاوت در اداره کشور باز مي‌گردد. اولي بر پايه همکاري و برادري استوار است ولي دومي بر پايه رقابت.

اگر اولي در يک کشور نباشد:
 
 اولاً: رقابتها در آن صورت، چون مرز ندارند به منازعه و درگيري کشيده مي شود.
ثانياً: از مرزهاي ملي و اعتقادي در رابطه با مخالفين و دشمنان، مراقبت نمي‌شود.
 ثالثاً: از فرصتهاي ملي استفاده مناسب به عمل نمي‌آيد و در مقابل تهديدات با همه توانايي‌ها نمي توانيم ايستادگي کنيم. (در فرصت مناسبي به اين موضوع خواهيم پرداخت).

حال هر سه نکته ای که در بالا بدان اشاره شده بود در حوادث اخیر خود را نشان داده است:

1- رقابتها به نزاع سیاسی کشیده شد
2- مرزهای ملی و اعتقادی به هم ریخت
3- بیش از یک سال است که کشور در یک شرایط التهاب بسر می برد و از فرصتها نمی توان استفاده کرد

بنابراین بهتر است یک فضای گفتمانی همراه با نهادهای آن برای حفظ منافع و ارزش های ملی به وجود آید. یکی از کارکردهای این نهادها جلوگیری از افراط گرایی و زدن ترمز در شرایط تندروی ها می باشد. مثلا طی این شش ماه گذشته بارها رهبر انقلاب به هر دو طرف اختلافات، توصیه ها و رهنمودهایی ارائه داده اند ولی بدلیل نبودن چنین فضایی، این رهنمودها اجرایی نشده و فرصت ها یکی پس از دیگری از دست رفته است که باید از ادامه آن جلوگیری نمود.

Tags
Last Updated on جمعه ، 27 آذر 1388 ، 03:47
 
Secured by Siteground Web Hosting