bbbbb40
درنگی در فتنه اخیر و راه‌های برون‌رفت از آن چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه ، 27 آذر 1388 ، 03:37
محمد مهدی فقیهی28
7996
 وقتي ميدان، سراسر پچ پچ شد و آتش غوغا درگرفت، اوضاع براي بلوا مساعد مي‌شود، افراد، گروه‌ها و جريان‌ها هر کدام از سويي خيز بر مي‌دارند و جسورانه مي‌تازند، شعار مي‌دهند و «هل من مبارز» مبارزه مي‌طلبند؛ تا وقتي که صداها آنقدر اوج مي‌گيرد که درهم تنيده و با هم آميخته مي‌شوند، چندان که هيچ صدايي جز غوغاي کر کننده و نامفهوم به گوش نمي‌رسد.

غوغا که بالا مي‌گيرد، آشوب و هرج و مرج هم از راه مي‌رسند، سياهي مطلق و غبار کورکننده بر ميدان مستولي مي‌شود و آتش فتنه روشن مي‌شود و بالا مي‌گيرد، تا جايي که طرفين چنان در هم مي‌آميزند که هيچ گروه و جرياني در جاي خود نمي‌ماند.

هيچ کس نمي‌داند کيست؟ از کجا آمده، براي چه چيز آمده، اينک کجا ايستاده، در خاکريز خودي يا دشمن؟

حق و باطل با استيلاي غبار و سياهي بر ميدان، در هم مي‌آميزند، ديگر حق ديده نمي‌شود «که برنامه طراحان فتنه همين بوده است که حق ديده نشود»، و کسي نتواند حق را ببيند و يا صدايش را بشنود.

صداها آنقدر زياد و در همند که حتي سخن «پيشوا» هم شنيده نمي‌شود. و مگر چنين نبود که در غوغاي «صفين» وقتي معاويه ميدان را براي در هم ريختن اصحاب علي (ع) فراهم کرد، چنان بلوا و آشوبي به راه‌ انداخت که سخنان علي (ع) نه تنها شنيده نشد، بلکه حتي عمده اصحاب مي‌خواستند که سخنان معاويه را از دهان علي بشوند، فتنه کور و کرشان کرده بود تا آنکه چنان کردند که معاويه مي‌خواست.

قريب به اتفاق فريب خوردگان اصحاب علي (ع)، دشمن يا سرسپرده يا طرفدار معاويه نبودند، بلکه براي جنگ با معاويه آمده بودند، علي را دوست داشتند و به واقع حاضر بودند جانشان را در معرکه براي اهداف علي بدهند اما وقتي معاويه دست به کار فتنه شد و فتنه بالا گرفت، بيشتر اصحاب علي ناخواسته و ندانسته سرباز معاويه شدند، حق و باطل چنان با هم در آميخت که قدرت تشخيص از اصحاب علي گرفته شد و اين مساله تمام چيزي بود که معاويه مي‌خواست.

قرآن در سوره «توبه» خطاب به پيامبر مي‌فرمايد: لقد ابتغوا الفتنه من قبل و قلبوا لک الامور «دشمنان با واژگونه نشان دادن مسائل، امر را بر ديگران مشتبه کردند تا به مقصود برسند.»

در کلام زيبايي، اميرالمومنين (ع) اهداف فتنه و چگونگي شکل گرفتن آن را چنين توصيف مي‌فرمايد:
ان الشيطان يسني لکم طرقه و يريد ان يحل دينکم عقده عقده، و يعطيکم بالجماعه الفرقه،و بالفرقه الفتنه، فاصدفوا عن نزعاته و نفثاته و اقبلو النصيحه ممن اهداها اليهم، واعقلوا علي انفسکم.

«شيطان (آن که فتنه را طراحي و سازماندهي مي‌کند) راه‌هايي پيش شما مي‌نهد و طي آن را برايتان آسان جلوه مي‌دهد، مراد او از فتنه اين است، دلبستگي‌هاي ديني شما را يکي پس از ديگري از شما بگسلد، وحدتتان را بگيرد و به جايش تفرقه را جانشين کند و هنگامي که ايجاد اختلاف کرد، فتنه طراحي شده خود را عملياتي مي‌کند. پس مراقب فريب و فتنه آفريني او باشيد و نصيحت نصيحت گران را گوش کنيد و در آن تامل کنيد.»

وقتي غبار اندکي فرو مي‌نشيند، جمعيت متفرقي را مي‌بيني که هر يک زخمي برداشته‌اند، از اين سو و آن سو و هر دوسو، به هر جا که مي‌نگري، خسارت مي‌بيني و ضايعه، درد و درد، اين يعني «فتنه»

در کوران اين غوغاها و درگيري‌ها، سياهي‌ها و غبارها همه صدمه ديده‌اند، همه زخم برداشته‌اند، همه جا ويران و سوخته است جز «طراح فتنه» که صحيح و سالم و خندان در گوشه‌اي نشسته، و سرحال و شاداب بر جهل جماعت و پيروزي خود قهقهه مستانه مي‌زند.

در کلام ديگري اميرالمومنين (ع) مي‌فرمايند: قد لعمري يهلک في لهب الفتنه المومن و يسلم و فيها غير المسلم: به جان خودم سوگند که در آتش فتنه، اين مومنان هستند که آسيب ديده‌اند و اين کفارند که به سلامت مانده‌اند.

پس در شرايط فتنه، آنان که در ميدانند، همه‌شان لطمه زده‌اند و خسارت وارد کرده‌اند و زخم برداشته‌اند، ضرر کرده‌اند و ضرر زده‌اند. در اين ميان تنها کساني خسارت کمتري به اهداف علي زده‌اند و سرباز خواسته يا ناخواسته دشمن نشده‌اند، که از سرچشمه «بصيرت» سيراب شده‌اند.

کساني که قبل، حين و بعد از فتنه ماجرا را همان‌گونه که هست ديده‌اند و متوجه شده‌اند که برايشان طراحي شده، پس مواظب بوده‌اند تا جايي که ممکن است ره به به صواب و حقيقت طي کنند. نه از کمان «افراط» تير انداخته‌اند و نه در «کمند» تفريط مانده‌اند.

پس فتنه، برنامه شيطان است و غوغاييان از هر سو يا مزدوران مزد بگير او يا سربازان غيررسمي و بي‌جيره و مواجب شيطانند و يا حق مداراني که چاره‌اي جز مقابله و درگيري ندارند. فتنه‌سازان از پيش مي‌دانند که چه مي‌خواهند و قرار است با شکل دادن فتنه و دميدن در آتش هياهو و غوغا چه سرمايه‌اي را بربايند و چه متاعي را بسوزانند.

سربازان فتنه، اما جماعت جاهل و نااگاهي هستند که بدون آنکه با تکيه بر بصيرت خط دشمن را خوانده باشند، در دام فتنه گرفتار شدند.

وقتي در ميدان هستند، شاهد چيزهايي هستند و چشمشان چيزهايي را مي‌بيند و گوششان صداهايي را مي‌شنود که خرمن احساساتشان را به آتش مي‌کشد و گرفتار در دام احساسات، مرکب راهوار يا تدارکاتچي فتنه سازان و غوغاييان مي‌شوند.

Tags
 
Secured by Siteground Web Hosting