bbbbb40
باز خوانی صحبت های فتنه گرانه سید محمد خاتمی در دی ماه 88 چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
يكشنبه ، 17 دی 1391 ، 19:52
2
12370

باز خوانی صحبت های فتنه گرانه سید محمد خاتمی در دی ماه 88

نزدیکی اعتقادات خاتمی به اهل سنت و جماعت ؛

باز خوانی صحبت های فتنه گرانه سید محمد خاتمی در دی ماه 88
هرچند شاید ضرورتی بر بازخوانی برخی نظریه ها و گفتارهای اشخاص مانند خاتمی نباشد اما وقتی تلاش های مکرر ومداوم وی برای حضور مجدد در صحنه سیاسی کشور دیده می شود لزوم بازخوانی و یاد آوری دیدگاه ها و نظریات این شخص احساس می شود .


سید محمد خاتمی رئیس جمهورسابق کشور و یکی از سران اصلاحات که در فتنه ۸۸ نیز به عنوان یکی از متهمان اصلی فتنه همیشه در مظان اتهام قرار دارد و بالطبع باید روزی پاسخگوی قانون گریزی اش باشد ، در دی ماه 88 که مصادف با  عاشورای حسینی هم بوده است با مطرح کردن موضوعاتی پیرامون " قیام عاشورا " و آزادی ، راه را برای طغیانگری و شورش فتنه گران برای تغییر نظام هموار تر نمود . 

وی که از " آزادی " در صحبت هایش زیاد استفاده می کند در همان زمان دراظهار نظری عجیب اعلام میکند که امام حسین علیه اسلام برای آزادی قیام نموده است . 

البته وی هیچگاه معیار آزادی خواهی انبیا و اولیا خدا را بیان نمی کند ، و حد و مرزی که ائمه برای آزادی ترسیم نموده اند را نیز هیچگاه تبیین نمی کند .اما از این اصطلاح آنگونه که می خواهد استفاده می نماید . 

وی در صحبتی که میان جمعی از هنرمندان انجام داده است اینگونه می گوید : امام حسین(ع) نمی‌خواست که با زور این مساله را تحقق ببخشد (برقراری حکومت و عدالت در جامعه) و اگر به زور هم امکان داشت، دوام نمی‌یافت. او راه پدرش علی بن ابی طالب(ع) را رفت. ایشان وقتی حکومت را قبول کرد که همه خواستند. او می‌گوید که چون مردم می‌خواهند، رای می‌دهند و رضایت می‌دهند، من هم به عنوان یک عالم روشن اندیش خداشناس مسئولم که در مقابل مظلومیت مظلوم و ستم ظالم آرام نگیریم و چون مردم می‌خواهند، می‌آیم!»

البته توجه به این نکته که حضرات معصومین از روزی که به عنوان جانشینان نبی مکرم اسلام مطرح شدند قاعدتا برای رساندن جامعه و مردم به عدالت و آزادی که در شرع به آن اشاره شده است بدنبال تشکیل حکومت بوده اند همچنان که در جهان بینی تشیع هدف نهایی ظهور امام زمان (عج ) نیز تشکیل حکومتی جهانی برای رساندن مردم به عدالت و برابری و آزادی های الهی خواهد بود. 

البته حقی که به بهانه های مختلف از آنان صلب شده است هر چند از سکوت چندین ساله امام علی ( ع ) نیز نباید تفسیری اینگونه نشان داد که حضرت میل به تشکیل دادن حکومت نداشته اند . 

اما خاتمی در مورد امام علی (ع ) هم اینگونه می گوید :«امام علی هم تا زمانی که مردم به او رای نداده بودند به صحنه نیامد!» و سوالی که باید از خاتمی پرسید این است که آیا مشروعیت الهی امام علی ( ع ) به مقبولیت مردم بستگی دارد؟

هر چند که امام علی ( ع )  به ضرورت تشکیل حکومتی اشاره میکنند که معیار آن در قرآن بیان شده است و غایت تشکیل حکومت از دیدگاه ایشان نیز همان سیره و روشی ست که پیامبر بدان همت گمارده اند نه آن روشی که خلفا بدان پرداختند. و این می شود که سالها سکوت می کنند تا اسلام به مسیر واقعی خود بازگردانده شود. اما سید محمد خاتمی مدتهاست که برای اثبات هماهنگی دموکراسی با اسلام، جانب دموکراسی را گرفته است تا آنجا که حاضر است مشروعیت الهی را ذیل مقبولیت مردم بداند.

بعداز امام علی ( ع ) نیز امام حسن (ع ) با حکومتی که ۱۰ سال به طول می انجامد نهایت تلاش و کوشش خویش برای پایداری راه و رسم پیامبر(ص ) و امام علی (ع ) را انجام می دهد . مساله ای که خاتمی بدان توجهی در خور یک عالم شیعه نشان نمی دهد.

هر چند خاتمی از آزادی آنگونه که می خواهد بهره کشی می کند اما قطعا قیام امام حسین ( ع ) نیز به گفته خود ایشان برای احیا سنت پیامبر و دین جدشان صورت پذیرفته است . در زمانی که دیکتاتور فاسدی مانند یزید که خلافت را از پدرش معاویه به ارث برده است بر مسند حکومت اسلام می نشیند و از اسلام ظاهری جز نماز و روزه باقی نمی گذارد . 

امام حسین در یکی از خطبه‏های‏ بین راه به اصحابش اینگونه می گویند:«آیا نمی‏بینید که به حق رفتار نمی‏شود و از باطل جلوگیری نمی‏شود؟ پس مؤمن‏ در یک چنین اوضاعی باید تن بدهد به شهادت در راه خدا . جمله ای که با تفاسیر سید محمد خاتمی در تضاد کامل است. و این نشان می دهد که خود امام (ع ) عزم کامل و تصمیم قاطع برای قیام داشته اند.

البته اشاره به این سخن حضرت در روز عاشورا می تواند بر ادعای واهی "خاتمی " خط بطلانی بکشد آنجا که امام حسین خطاب به مردم می گوید : اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید . و نشان می دهد که خاتمی به عنوان فردی که لباس روحانیت شیعه را نیز بر تن دارد در نقطه مقابل این کلام معصوم قرار دارد . و آزادی به تفسیر خاتمی با آزادگی که امام حسین بیان میکند فرق های اساسی دارد. 

آزادی که خاتمی و دوستان اصلاح طلبش به آن اشاره می کنند از غربی می آید که افسار گسیخته است تا آنجا که کودکان دبستانی پرورش یافته در این فرهنگ دست به کشتن هم کلاسی هایشان می زنند . در برخی مدارس نیز به کودکان بالای ۵ سال نیز آموزش مسائل جنسی داده می شود.و این می شود فرهنگی مترقی . 

آزادی که سربازان آمریکایی وناتو را در شرق و غرب عالم به تجاوز وادار می کند و معیار انسانیت بانوان در جلوه های زنانه شان قرار می گیرد. 

آزادی که اگر در غالب دین نگنجد از آن " سلمان رشدی " ظهور می کند و هر آنچه ضد ارزش است رشد و نمو می کند . روشنفکران و نویسندگان نیز با توهین به پیامبران الهی افکار عمومی  را تربیت می کنند. 

در نهایت کار به آنجا می رسد که فردی مانند خاتمی نیز به خود جرات می دهد تا امام حسین (ع) را فردی آزادی خواه معرفی کند که در شخصیتش هیچ ارزشی الهی تبلور نیافته است و صرفا همطراز با افرادی مانند چه گوارا که برای آزادی ترک دیار کرده است قرار می گیرد . 

هرچند شاید ضرورتی بر بازخوانی برخی نظریه ها و گفتارهای اشخاص مانند خاتمی نباشد اما وقتی تلاش های مکرر ومداوم وی برای حضور مجدد در صحنه سیاسی کشور دیده  می شود  لزوم بازخوانی و یاد آوری دیدگاه ها و نظریات این شخص احساس می شود . 

هرچند این حضور توسط اطرافیانش تکذیب می شود اما دیدارهای گذشته او با برخی خانواده های سران فتنه و دلجوی از تعدادی خانواده که در فتنه ۸۸ آسیب دیده اند این شائبه را بیشتر میکند که آیا خاتمی در صدد مطرح نمودن خویش به عنوان کاندیدای اصلاح طبان است؟ 

اگر خاتمی قرار است مجددا بحث حضورش در صحنه سیاسی مطرح شود آیا مردم حاضرند فردی را که در میزان اعتقاداتش به ائمه تا این حد از خویش سستی نشان می دهد و در محیطی از شک و تردید نسبت به مذهب حقه تشیع قرار دارد به عنوان یک کاندیدای مومن و متعهد بنگرند ؟ هرچند تلاشهای سیاسی خاتمی اعم از نامه نگاری به رهبری که روزی تایید می شود و روزی تکذیب ! و حتی شاید بدانجا ختم شود که خاتمی در پیشگاه مردم عذر خواهی کند اما این موضوعات نباید مردم را از این حقیقت دور بسازد که "خاتمی روشنفکری است که بنا بر مقتضیات زمان " نظراتش نیز تغییر می یابد .

 


 
Secured by Siteground Web Hosting