bbbbb40
از جاسوس در لباس روحانیت تا كودتای انگليسی با مهره‌های ايرانی چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
دوشنبه ، 20 آذر 1391 ، 21:13
2
18740

از جاسوس در لباس روحانیت تا كودتای انگليسی با مهره‌های ايرانی

سلسه پرونده جنایات انگلیس در ایران/ بخش چهارم، جاسوسی

در در ادوار مختلف تاریخ و در بیشتر جوامع بشری، همواره شاهد استثمار انسانها توسط گروهی از صاحبان قدرت بوده‎ایم. این گروه که تشکیل ‎دهنده ی اقلیت جامعه هستند، با ابزارهای مختلف، سایر انسانها را در جهت اهداف خویش مورد بهره و استعمار قرار داده و با گذر زمان، استیلای خود بر آنان را ‎افزایش داده‎اند؛ تا آنجا که دایره ی وسیعتری از جوامع و ملتها را مورد استثمار قرار داده‎اند.

در مجموعه ذیل تلاش شده است که نشان داده شود که چطور انگلستان، با نقشه های از پیش طراحی شده سعی در استثمار و سیطره بر کشورهای جهان خصوصا کشور پهناور و استراتژیک ایران داشته و دارد و جهت رسیدن به این هدف تمامی دستهای پنهان و آشکار خود را به کار گرفته است.

در راستای اثبات این مدعا، از شواهد و قرائنی مانند نقش انگلیس در تشکیل گروهها و شبکه‏ های پیچیده و زیرزمینی «فراماسونی» که امروزه دخالت و نقش آنها در اتفاقات مختلف جهان بر کمتر کسی پوشیده است، تا دخالت در تشکیل صهیونیزم بین‎الملل و برنامه‎های بلند‎مدت برای کشورهای اسلامی استفاده شده است؛ که در شماره اول٬ دوم و سوم این پرونده، جنایات فرهنگی و سیاسی این کشور اشاره شد و در بخش چهارم این مجموعه ادامه جنایات سیاسی انگلیس را مورد ارزیابی قرار می دهیم.


4. ایجاد تفرقه و جدایی در بین عناصر ضد‎استعماری
1-4. ایجاد تفرقه در بین آیت الله کاشانی و مصدق

وقایع خونین 30 تیر و نقشی که آیت‏‏‌الله کاشانی در این قیام داشت، آمریکایی‏‌ها و انگلیسیدر‎ها را به این نتیجه رساند که تنها راه شکست دکتر مصدق، از بین بردن حمایت آیت‏‌الله کاشانی است. حسین مکی که خود از نزدیک، شاهد وقایع آن زمان بوده، در خاطرات خود می‏‌نویسد:

«آمریکایی‏‌ها و انگلیسی‏‌ها و عوامل آنها در وقایع 30 تیر 1331 برای برداشتن دکتر مصدق به این نتیجه رسیده بودند که تا آیت‏‌الله کاشانی و چند نفر از اعضای مؤثر جبهه ملی که سمت نمایندگی مجلس را دارند با دکتر مصدق متّحد و متّفق می‏‌باشند، محال است که بتوانند او را از کرسی نخست وزیری به زیر اندازند. مؤثرترین راه و بهترین راه حصول به این مقصود را بر‏هم‏زدن اتحاد و اتفاق بین کاشانی و جبهه ملی با دکتر مصدق می‌‏دانستند، بنابراین همان سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» را به کار بستند و شروع به عمل کردند.»
یکی از طرح‏های سرویس‏‌های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا برای تشدید اختلافات، انداختن بمب به خانة علما به نام هواداران مصدق بود. در چارچوب این طرح است که در 10 مرداد 1332 یعنی 15 روز پیش از شروع عملیات، گروهی به نام هواداران مصدق با چوب و چماق به خانه کاشانی حمله کردند و نارنجکی به داخل خانه پرتاب نمودند که به مجروح شدن عده‏ای انجامید.

. بکارگیری جاسوس و عوامل نفوذی

موضوع جاسوس پروری انگلیسی‏‌ها در ایران، پرونده‎ای قطور دارد، «خان ملک ساسانی»، مورخِ پُراطلاع دوران در این زمینه می‏‌نویسد:
«در آن ایام سفارت انگلیس هنوز به جاسوسان ایرانی خود حقوق ماهیانه مرتب می‏‌داد و آنها را به چهار دسته تقسیم کرده بود: حداقل حقوقشان دویست و پنجاه تومان و حداکثرش هزار تومان بود که این خدمتگزاران سرّی، هر ماهه از بانک شاهی دریافت می‎داشتند. بر‎خلاف این سی سالة اخیر که حقوق ماهیانه جاسوسان به صورت انعام موقت در‎ آمد و کمپانی نفت سابق از هر کس که خدمت شایسته‎ای دیده بود او را دعوت به آبادان می‎کرد و پس از پذیرایی شایان، یک جام زرین پر از لیرة طلا که به اصطلاح «فول کاپ» می‎گفتند به خدمتگزاران صمیمی انعام می‎داد.
من که برای جمع‎آوری تاریخ معاصر ایران همیشه در جستجوی اطلاعات و شناسایی مردم بودم متأسفانه اغلب این خدمتگزاران سفارت را می‎شناختم».

درهمچنین یکی از اسنادی که به روشنی اثبات می کند دولت انگلیس از قدیم الایام در کشورهای دیگر جاسوسی می‏‌کرده است، کتاب خاطرات مستر همفر (جاسوس) است. آقای همفر در این کتاب اعتراف می‌کند که وزارت مستعمرات انگلیس برای اغراض گوناگون در بلاد مختلف از جمله ایران،عراق،ترکیه،چین،هند و... جاسوس داشته است.


مواردی که در ادامه به آنها اشاره می شود، تنها نمونه هایی از عملکرد جاسوس‏های انگلیس در ایران است:


5.جاسوسی های انگلیس
1-5. ریپورتر انگلیسی

«شاپورجی» ریپورتر فرزند «اردشیر ریپورتر» در اسفند 1351 ش به علّت خوش‏خدمتی که به کشورش انگلستان کرد به لقب «شُوالیه» و «سِر» نائل شد. روزنامه «دیلی‏اکسپرس» در مقاله‏ای گوشه‏ای از خدمات وی به انگلیس و آمریکا را ذکر می‏‌کند:
«دیروز در کاخ باکینگهام مراسم تجلیل و دادن نشان برقرار بود... کسی که مردم در انگلستان وی را کمتر از همه می‏‌شناسند، همان کسی است که بیش از همه به آنها خدمت کرده است. او «سِر شاپور ریپورتر» است که از اتباع دولت پادشاهی انگلستان است ولی در تهران خانه دارد و به سبب خدماتی که به منافع بریتانیا کرده است به دریافت لقب «شوالیه» و عنوان «سِر» نائل شده است. این خدمات بی سر و صدا منافعی به مبلغ صدها میلیون لیره به بریتانیا رسانده و به‏‌نظر می‏‌رسد که در آینده نیز بیش از این خواهد رساند. در جریان بحران نفت ایران در اوائل دهه پنجاه هنگامی که محمد مصدق منافع نفتی بریتانیا را ملی کرد و مناسبات دیپلماتیک دو کشور به وخامت گرایید، رایزن سیاسی سفارت آمریکا در تهران بود. از آن دوران او به یکی از خارق‏العاد‏ترین چهره‏های بین‏المللی بدل شددر».

همچنین«چپمن پینچر» در این‌‏باره می‏‌گوید:
«سِر شاپور، 52 ساله، مشاور چندین مؤسسه بزرگ بریتانیاست. او چنان محتاط است که نامی از این مشاوره ها نمی برد، ولی من حدس می‏‌زنم که او در تأمین سفارش‏های عظیم ایران برای دریافت هواپیماهای کنکورد، تجهیزات دریایی، هاور کرافت‌‏ها، موشک‏‌ها و سایر تجهیزات دفاعی نقش داشته است. زمانی که شاه در سال گذشته از تأسیسات دفاعی بریتانیا، به منظور مشاهده عملی هواپیماها و سلاح‏ها، دیدار کرد. سِر ‎شاپور در کنار او بود.»

چگونگی شکل‎گیری این رابطه یکی از عجیب‏ترین نمونه‏‌هایی است که نشان می‏‌دهد تاریخ، در واقع چگونه ساخته می‏‌شود:

«پس از جنگ اول جهانی، پدر او، که او نیز ریپورتر نام داشت ـ زیرا یکی از اجداد او در بمبئی خبرنگار بود ـ مشاور شرقی هیئت نمایندگی بریتانیا در تهران بود. از لندن به ژنرال آیرونساید، فرمانده یکی از نیروهای نظامی بریتانیا در ایران، دستور داده شد که شاه حاکم بر ایران را برکنار کرده و یک حکمران جدید، که بتواند بیشتر و بهتر منافع ملی ایران را تجلی بخشد، بیابد. او [آیرونساید] برای مشاوره نزد آقای ریپورتر رفت. ریپورتر به او گفت تنها یک نفر را می‏‌شناسد که واجد کمال، عزم راسخ و توان ذهنی برای انجام این وظیفه است و این شخص رضاخان، یک افسر ایرانی در بریگاه قزاق، است. آیرونساید بلافاصله به رضاخانه علاقمند شد. رضا خان به عضویت دولت منصوب و به زودی نخست وزیر شد. او در سال 1925 خود را شاه اعلام کرد و نام خانوادگی پهلوی را برگزید.»

2-5. كودتای انگليسی با مهره‌های ايرانی

سيدضياءالدين طباطبايي فرزند سيدعلي يزدي از وابستگان دربار محمدعلي شاه بود. در زمان انقلاب مشروطه، وي با پدر روحاني وفادار به سلطنت خود قطع رابطه كرد. پس از فتح تهران به دست مشروطه‌خواهان، شغل روزنامه‌نگاري را انتخاب دركرد و سردبيري روزنامه طرفدار مشروطة «اسلام» را در شيراز برعهده گرفت. وي مدتي به سياست تزاري تمايل داشت و پس از انقلاب اكتبر خود را به دامن انگليسي‌ها انداخت. قبل از كودتا، رياست كميتة آهن در تهران را عهده‌دار بود كه اعضاي آن همه از عوامل انگليس و داشناك‌ها بودند، اعضاي كميته پس از كودتا به مقامات حساسي دست يافتند. علاوه بر اين، وي مدير مسؤول روزنامه «رعد» بود كه در آن آشكارا از انگليسي‌ها و عقد قرارداد 1919 حمايت مي‌كرد.


سيدضياء و رضاخان هنگام اعلام تشكيل حكومت، مدعي شدند كه با پايان بخشيدن به هرج و مرج داخلي، ايجاد دگرگوني اجتماعي و نجات كشور از اشغال بيگانه، دورة رستاخيز ملي را آغاز خواهند كرد. آنان بلافاصله با شوروي پيمان دوستي بستند و قرارداد 1919 را باطل اعلام كردند. مطابق پيمان دوستي ميان ايران و شوروي، مطالبات رژيم تزاري فسخ، تقريباً همه امتيازات واگذار شده به روسيه در سده نوزدهم ملغي و با گرفتن تضميني مبني بر اين‌ كه سرزمين ايران پايگاهي براي حمله به اتحاد شوروي نخواهد شد، مقدمات تخلية گيلان از نيروهاي ارتش سرخ فراهم شد. آنان در عين لغو قرارداد ايران و انگليس، از مستشاران انگليسي خواستند تا براي سازماندهي دوباره ارتش و نظام اداري باقي بمانند. خود سيدضياء به وزير مختار انگليس گفت كه براي اغفال بلشويك‌ها و ناراضيان داخلي و امكان ايجاد دولت مركزي قدرتمند و مترقي، قرارداد بايد ملغي مي‌شد. نخست‌وزيري قاجار براي سيدضياء دولت مستعجل بود، كابينه او پس از 93 روز زمامداري در 4 خرداد 1300 خورشيدي سقوط كرد. اما رضاشاه همچنان وزير جنگ ماند تا به سلطنت رسيد.

3-5. جاسوس در لباس روحانیت

«پاتینجر» جاسوس کارکشته انگلیس با لباس روحانی به هرات رفته و خود را مولوی هندی معرفی کرد، و در هرات به تدریس و در مسجد هرات به پیش‏نمازی مشغول شد و اهالی را علیه ایران تحریک نمود. او وانمود می‏‌کرد که از الهامات روحانی مستفیض و مطّلع می‏‌شود و بر همین پایه، اطلاعات قشون ایران را به «کامران میرزا» مخالف دولت ایران می‌‏داد و ضمن دادن مشاوره به او، با پرداخت وجه که صندوق‏دار آن «مانکجی لیمجی» از جاسوسان انگلیس در هند بود، او را قادر به تهیه لوازم جنگ نموده به کمک دولت انگلستان مستظهر می‎ساخت.

ادامه دارد...

 


 
Secured by Siteground Web Hosting