bbbbb40
التيام زخم‌هاي كروبي با توهين به نظام چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر خبری   
دوشنبه ، 29 آذر 1389 ، 15:25
اگر نيت واقعي كروبي قدرت‌طلبي و مطرح كردن خود نبود و واقعاً دغدغه حيثيت نظام جمهوري اسلامي را داشت و حتي نگران افرادي بود كه وي درباره آنها ادعاهايي را مطرح مي‌كرد مي‌توانست اين موضوع را از طريق سازمان‌هاي نظارتي و مجلس شوراي اسلامي پيگيري كند. 466
36564
alt

سحام نیو :براي واكاوي حوادث و فتنه پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري 88 برآنيم كه ساختار، شاكله و اهداف مسببين اين غائله كه هزينه‌هاي گزاف مادي و معنوي براي نظام مقدس جمهوري اسلامي در بر داشته‌اند را مورد بررسي قرار دهيم. از همين رو پس از بررسي " شكل‌گيري و برخي مؤلفه‌هاي ايدئولوژي تجديدنظرطلبان "، " راهبرد تبليغاتي و گفتمان انتخاباتي ميرحسين موسوي "، " گفتمان محمود احمدي‌نژاد از انتخابات نهم تا دهم رياست‌جمهوري "، "بررسي نتيجه انتخابات دهم رياست جمهوري با روش "تحليل گفتماني " و "شواهد آگاهي جبهه دوم خرداد از سلامت انتخابات " به فصل هفتم يعني " شورش بر جمهوريت " مي‌پردازيم:

* راديكاليسم كروبي براي به دست‌گيري رهبري اغتشاشات

اما چنان كه پيش‌تر نيز گفته شد و تحولات آشوب‌هاي پس از انتخابات نيز نشان داد، نه موسوي توانايي رهبري اين جبهه را داشت و نه شخصيت‌هاي ديگر به آن تن مي‌دادند. افرادي نظير هاشمي رفسنجاني، مهدي كروبي و محمد خاتمي و طرفداران آنها در جبهه دوم خرداد نمي‌توانستند رهبري موسوي بر اين جبهه را بپذيرند. اگر در مدت كوتاهي پس از انتخابات هم شعارها با نام موسوي انجام مي‌شد به دليل مسئله انتخابات و نامزدي موسوي در آن بود. چون آغاز آشوب‌ها به بهانه تقلب انجام شده بود به ناچار نام موسوي بيش از ديگران برده مي‌‌شد. اما در اين ميان ديگران هم از گرفتن مواضع تند عقب نمي‌ماندند تا جايگاه خويش را در آن جبهه از دست ندهند.

* چگونگي تشكيل "حزب اعتماد ملي "

مهدي كروبي در اين زمينه از ديگران پيشتاز بود. آراي سيصدهزار نفري او كه از آراي باطله نيز كم‌تر بود علامت مثبتي را به او نشان نمي‌داد. او كه مي‌ديد وضعيتي به مراتب ناگوارتر از موسوي دارد تلاش كرد دست كم با انجام برخي رفتارهاي راديكالي موقعيت خويش را در جبهه تجديدنظرطلب حفظ كند. كروبي كه از انتخابات سال 84 به عنوان عامل تفرقه در جبهه دوم خرداد مطرح بود و حتي در سال 88 نيز پيش از همه افراد اين جبهه اعلام حضور كرد از همان سال‌ها رابطه تيره‌اي با محمد خاتمي داشت. حمايت‌هاي بي‌دريغ خاتمي به عنوان رئيس‌جمهور در سال 84 از مصطفي معين و سپس هاشمي رفسنجاني موجبات تيرگي روابط كروبي با خاتمي را ايجاد كرده بود. رابطه سرد آن دو در انتخابات 84 فرايند انتخاباتي را به جايي كشانيد كه مجمع روحانيون مبارز كه مهدي كروبي سال‌ها دبيركلي آن را بر عهده داشت از كروبي حمايت نكرد و او كه احساس مي‌‌كرد از جانب دوستان خود از پشت خنجر خورده است پس از انتخابات نهم رياست جمهوري از مجمع كناره‌گيري كرد و اقدام به تأسيس حزب "اعتماد ملي " كرد، تا طرفداران خود در مجمع روحانيون و بيرون از آن را وارد حزب اعتماد ملي كند.

* تفرقه و شكاف عامل شكست "جبهه دوم خرداد "

به هر حال، بسياري از فعالان سياسي جبهه دوم خرداد تفرقه و شكاف را عامل شكست‌هاي اين جبهه مي‌دانستند و نقش كروبي را هم در اين شكاف‌ها برجسته عنوان مي‌كردند. لذا كروبي نه تنها بايد جبران مافات مي‌كرد بلكه بايد رهبري خود در آن جبهه را نيز اثبات مي‌كرد. به عبارت ديگر در آشوب‌آفريني‌هاي پس از انتخابات گرچه افرادي نظير كروبي و موسوي و خاتمي در يك جبهه قرار داشتند، اما بر سر رهبري جبهه پنهاني با هم رقابت مي‌كردند. در اين باره كروبي نسبت به خاتمي حساسيت ويژه داشت. كروبي كه با آراي سيصدهزار نفري اميدي به آينده سياسي خود نداشت تمام سعي خود را انجام مي‌داد و به هر روشي متوسل مي‌شد تا از اين آينده محتوم جلوگيري كند.

* انتقاد كروبي از رفتارهاي موسوي

با وجود اين، نبايد رقابت درون‌جناحي اين جبهه را فراموش كرد. برخي از آن رفتارهاي راديكاليستي كه افرادي در اين باره تلاش مي‌كردند از يكديگر سبقت بگيرند را با همين معيار مي‌توان تفسير كرد. رقابت كروبي و موسوي پيش از انتخابات چهره روشن‌تري داشت،‌ اما پس از آن در لايه تعارفات و راديكاليسم پوشيده ماند. كروبي در 20 خرداد با نگارش نامه‌اي سرگشاده ضمن اعتراف به شكست تلويحي خود از تخريب‌هاي ستاد موسوي عليه خود و نظرسازي‌هاي اين جبهه به نفع موسوي انتقاد مي‌كند. در بخش‌هايي از نامه كروبي به هاشمي رفسنجاني چنين آمده است: "متأسفانه برخي از نزديكان و بستگان شما با شايعه‌پراكني قصد دارند يكي از دو صداي اصلاح‌طلبان در انتخابات را خاموش كنند و با پخش خبرهاي كذب و شايعات ناروا درباره انصراف اينجانب از رقابت‌هاي انتخاباتي آب به آسياب مخالفان اصلاحات بريزند. من البته قصد ندارم با بردن نام افراد خاص از نزديكان و بستگان شما نقش آنان را در بر هم زدن وحدت اخلاقي اصلاحات اعلام كنم... (اما) اعلام مي‌كنم اين روش دوستان سبب نقض قواعد اخلاقي انتخابات آزاد مي‌شود و اتحاد فكري و تاريخي اصلاح‌طلبان را مخدوش مي‌كند... اكنون هم خشنودم كه با انتشار بيانيه‌ها و ايراد سخنراني‌ها و حضور در ميان مردم در تعميق اصلاح‌طلبي نقش ايفا كردم و البته داوري نهايي بر عهده ملت است نه كساني كه با نظرسازي و شايعه‌سازي، نه حريف كه رفيق را هم تخريب مي‌كنند. "(1)

در فرداي روز انتخابات، كروبي با فراموشي ظاهري اين انتقادهاي درون‌جناحي هم‌نوا با ديگر افراد جبهه دوم خرداد و به همان حدّت و شدت موسوي به ادعاي تقلب و توهين عليه دولت مي‌پردازد. كروبي در 23 خرداد ضمن عدم پذيرش "داوري نهايي ملت " طي بيانيه‌اي چنين اعلام موضع مي‌كند:
22 خردادماه كه از حيث مشاركت كم‌سابقه شما مردم عزيز مي‌توانست جشنواره بزرگ جمهوريت در نظام امام خميني(ره) باشد به سوگواري تبديل شد و در سوگواري جز مرثيه چه مي‌توان خواند؛ مرثيه‌اي براي اعتبار و آبروي رأي مردمي كه به عشق و ايمان براي تغيير اوضاع كشور به صحنه آمدند و چنين تخلف در امانت ديدند. نتايج اعلام شده براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري چنان مضحك و شگفت است كه در بيان و بيانيه نمي‌آيد و بايد فكر ديگري كرد.

اين شيوه رأي‌گيري و شمارش آرا يادآور شمارش آراي مرحوم مدرس است كه حتي از شمارش رأيي كه آن مرحوم به خويش داده بود دريغ كردند و تكرار دروغ‌پردازي‌هاي تلويزيون يادآور آمارهاي منتشر شده در مناظره‌هاست. شگفتا كه مشاركت ملت به ابزار تحكيم دولت تبديل شد و از دمكراسي به سوءاستفاده از مشاركت ملت بسنده شد. بديهي است كه نتايج و نهاد برآمده از چنين شمارش آرايي فاقد مشروعيت است و مورد قبول اينجانب نيست... و حتي در مقابل اين مهندسي و تنظيم ناشيانه رأي ملت سكوت نخواهم كرد و به عنوان فردي مستقل در چارچوب فكري و سياسي خاص خود و بر اساس مواضع و بيانيه‌هايي كه منتشر كرده‌ام در صحنه خواهم ماند و گزارش اقدامات خود را در بيانيه‌‌هاي بعدي به اطلاع ملت بزرگ ايران خواهم رساند. اين تازه اول داستان است. (2و3)

* انتخابات 88 "نمكي " براي زخم كروبي

در انتخابات 88 نه تنها دردهاي ضربه خوردن كروبي از آشنايان كه در سال 84 نيز رخ داده بود،‌ التيام نيافت، بلكه بر آن اندوه، اندوه ديگري افزوده شد. در صبح روز رأي‌گيري زماني كه وي با كرباسچي و برخي همراهان به يكي از شعب اخذ رأي رفته بود در كمال تعجب خبرنگاران و همراهان، كرباسچي رأي خود را در صندوق نيانداخت و بدون دادن رأي شعبه را ترك كرد. كرباسچي در بعد از ظهر آن روز در دانشگاه اميركبير و در ميان دانشجويان رأي خود را به صندوق انداخت. اما برخلاف تصورهاي قبلي كرباسچي رأي خود را به نام كروبي در صندوق نينداخت بلكه نام ميرحسين موسوي را در برگه تعرفه رأي خود نوشته بود. كرباسچي از روي عمد رأي خود را به دانشجويان نشان داد و از آنها نيز خواست تا به دليل رأي نياوردن كروبي به ميرحسين موسوي رأي بدهند.(4)

* التيام زخم‌هاي كروبي با توهين به نظام و...

به عبارت ديگر كروبي كه از وضعيت ناگوار خود آگاه بود دنبال تلافي كردن آن برآمد، اما نه از اعضاي ستاد و ياران حزبي بلكه از احمدي‌‌نژاد و نظام جمهوري اسلامي. او در رفتارهاي بعدي خود هم به احمدي‌نژاد توهين‌هاي فراواني كرد و هم به تهمت زدن به جمهوري اسلامي منهاي خود پرداخت. حمايت افرادي نظير كرباسچي، مهاجراني و سروش از كروبي در پيش از انتخابات نه براي اصلح بودن كروبي از نگاه آنان بود كه انگيزه‌هاي شخصي و سياسي ديگري در آن نهفته بود. به طور نمونه كرباسچي در پي بازسازي چهره خود در جامعه بود و در فيلم تبليغاتي كروبي با گريه كردن و سخن گفتن از خود، آن را به فيلم تبليغاتي خويش تبديل كرد. كروبي يا قدرت تشخيص اين موضوع را نداشت و يا از قدرت "تغيير " آن وضعيت بي‌بهره بود. لذا شكست كروبي تنها يك شكست انتخاباتي نبود، بلكه همچون سال 84 شكستي سياسي و حزبي هم بود كه او تمام فعاليت‌ها و سرمايه‌هاي هزينه شده چهار سال گذشته را بر باد رفته مي‌ديد.

* ادعاهاي بي اساس شيخ اصلاحات

در چنين وضعيتي كروبي بهترين راه براي برون‌رفت از شكست‌هاي پيش آمده را پيوستن به راديكاليسم سبز دانست تا خود را سوار قطاري كند كه با سرعت و بي‌هدف پيش مي‌رفت. البته كروبي اين پرسش را از خود نكرد كه آن قطار به كجا مي‌رود؟ لذا كروبي نيز در دعوت مردم به تجمعات غيرقانوني 25 و 30 خرداد از ديگران عقب نماند و خود نيز در آنها حضور يافت. او پس از آن كه اين تجمع غيرقانوني به خشونت انجاميد طي بيانيه‌اي چنين نوشت:
بسم رب الشهدا و الصديقين. ملت بزرگ ايران! حماسه 25 خرداد شما در راهپيمايي آرام از ميدان امام حسين تا ميدان آزادي تهران دو نشان بر چهره ايران گذاشت: اول اعتراض ملت به خيانت دولت در امانتي كه به آنها سپرده شده بود... دوم آرامش و متانت ملت در شيوه اعتراض كه در فضايي سرشار از سكوت برگزار شد... در اين جريان گروهي از هم‌ميهنانمان را در ميدان آزادي و كوي دانشگاه به شهادت رساندند. من با تسليت اين شهادت اعلام مي‌كنم اين ملت از آشوب به دور است و اينان مي‌خواهند با هراساندن مردم كوچه وخيابان از آشوب و بزرگ‌نمايي آنها در صدا و سيما و رسانه‌هاي وابسته و سانسور رسانه‌هاي آزاد، اصل اعتراض ملت را ناديده بگيرند؛ چرا كه اگر صداقت داشتند به جاي پخش صحنه‌هاي خشونت‌بار بعد از راهپيمايي 25 خرداد، شكوه اصلاح‌طلبانه و صلح‌طلبانه بودن اين راهپيمايي ملي و ميليوني را نشان مي‌دادند.

اينجانب كه خود در 25 خرداد قطره‌اي از درياي حضور شما در خيابان آزادي بودم ضمن دعوت به حضور ملت در ميادين و اعتراض نسبت به توطئه به آشوب كشيدن اجتماعات از سوي عناصر مشكوك، هشدار مي‌دهم كه هدف نهايي اين اقدامات پايان دادن به حضور شما ملت عزيز است... از همه مردم تهران دعوت مي‌كنم ساعت 11 صبح امروز جمعه 29 خرداد 1388 با لباس سياه به نشانه سوگواري براي شهداي راه جمهوريت نظام اسلامي ايران از ميدان هفت تير تا محل برگزاري نماز جمعه حضور يابند و با حضور آرام و آگاهانه خود،‌ اعتراض خويش به انتخابات را اعلام كنند و خواسته ابطال انتخابات نامشروع 22 خرداد 1388 را به گوش عالي‌ترين مقام كشور برسانند. حضور شما در نماز جمعه تهران - كه به امامت رهبري نظام برگزار مي‌شود - باطل‌كننده القائات افرادي است كه معتقدند اصلاح‌طلبان خواهان آشوب و حركت در وراي چارچوب قانون هستند. قانون اساسي به همه شما اين حق را داده است كه در خيابان‌ها حضور يابيد و بدون هرگونه تخريب اموال عمومي،‌ صداي خويش را به گوش حاكمان برسانيد و به نشانه جدايي خود از صفوف اخلال‌گران مشكوك با نشان‌هاي سياه، خويش را از ايشان جدا سازيد.

كروبي حتي در اينجا نيز تلاش مي‌كند تا شايد بتواند در رقابت درون‌جناحي رنگ سياه را بر سبز چيره سازد. اما با وجود اين دعوت معنادار، كروبي و هيچ‌كدام از سران جبهه دوم خرداد در نماز جمعه تاريخي 29 خرداد شركت نكردند. كروبي ضمن آن كه در بيانيه‌ها و گفتار خويش تأكيد مي‌كند كه عضو خانواده انقلاب است، اما با روانه ساختن سيل تهمت‌ها و با تندتر كردن مواضع خود زمينه را براي اغتشاشات و بهره‌برداري مخالفان جمهوري اسلامي و دولت‌هاي استعماري غربي فراهم مي‌سازد تا منافع و مصالح آن را به مخاطره بيندازند. او همچنين در بيانيه‌اي كه به بهانه آشوب‌هاي خشونت‌آميز 30 خرداد منتشر كرد، مي‌نويسد: "متأسفم كه اعتراض مسالمت‌آميز هموطنان عزيزمان در قبال تقلب و تخلف گسترده و ناديده گرفتن حق آنان در انتخابات بالاترين مقام اجرايي كشور، با سركوب و خشونت غيرقابل وصف مواجه شد. صحنه‌هاي دلخراش و تكان‌دهنده شهادت تعدادي از زنان و مردان اين سرزمين كه مطابق نص صريح قانون اساسي و در جهت نشان دادن اعتراض خود به خيابان‌ها رفته بودند، دل هر انسان آزاده‌اي را به درد مي‌آورد... ملت ما در جريان انقلاب اسلامي زنگارهاي طاغوتي را زدود و با تأسي از موازين اسلامي به دنبال عينيت بخشيدن به ارزش‌هاي والاي اسلامي و ايران است و هر كس كه بخواهد اين حقيقت را كتمان كند در مقابل سيل خروشان ملت قرار خواهد گرفت... اينجانب ضمن هم‌دردي با خانواده‌هاي شهدا و مجروحين حوادث اخير و درجهت برگزاري مراسم سوگواري در شأن و منزلت شهدا، بدين وسيله از هموطنان عزيز دعوت مي‌كنم در مراسم بزرگداشت شهداي چند روز گذشته كه متعاقباً زمان و مكان آن اعلام خواهد شد حضور يابند... "

* كروبي از كوبيدن آب در هاون تا نيروها غيبي

كروبي كه با ارسال نامه‌اي به شوراي نگهبان از مهم‌ترين دلايل تقاضاي ابطال انتخابات را تأييد صلاحيت احمدي‌نژاد توسط اين شورا براي حضور در انتخابات اعلام مي‌كند،(5) پس از تأييد نهايي سلامت انتخابات توسط شوراي نگهبان، تسلسل قانون‌شكني‌ها را ادامه مي‌دهد و با صدور بيانيه‌اي چنين مي‌نويسد:
بسمه تعالي. انا لله و انا اليه راجعون. ملت بزرگ و فهيم ايران! لازم مي‌دانم ابتدا از مردم ايران عذرخواهي كنم؛ هم به خاطر چندين ماه اصرار و ابرام براي حضور در انتخابات رياست جمهوري و هم به خاطر همه آن عزيزاني كه در اين مدت زحمات زيادي را براي آنها موجب شدم و با لطف و عنايت خود مسير انتخابات را هموار و زمينه حضور عظيم و بي‌سابقه‌اي را فراهم كردند. پيش از همه اذعان مي‌كنم كه بسياري از شما پيش‌تر و دقيق‌تر مي‌دانستيد كه چه خواهد شد و متوجه شده بوديد. همان گاه كه مي‌پرسيديد "چه تضميني براي آراي ما وجود دارد "، يا زماني كه مي‌گفتيد "نتيجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون مي‌كوبيد "... ما براي تغيير آمده بوديم، گرچه نيروهاي غيبي و ظاهري مانع از تغيير در قوه مجريه شدند...

چقدر دنيا از آن شب‌ها و انقلاب و عظمت ايران ياد كرد و چه باور نكردني كه يك هفته بعد تصاوير آن شكوه به فرياد اعتراض و الله اكبر شبانه تبديل شد و خون به سنگفرش خيابان پاشيد و با چكمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند. صدها نفر سازماندهي شده به خوابگاه دانشجويان حمله كردند و قلب دختر جوان را با گلوله شكافتند و از پشت‌بام مسجد با يونيفرم، مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خيابان دستگير كردند و تا سرحد مرگ كتك زدند و چه زشتي‌هايي كه در كلامِ بر حق آنها روا داشتند. ده‌ها نفر از رجال مذهبي و سياسي را شبانه دستبند زدند و وااسفا كه چه زود انتقام دو ماه آزادي نسبي را گرفتند و همه را روانه زندان‌‌ها وسلول انفرادي كردند تا در چنين شرايطي سخت، لب به سخن بگشايند و به انقلاب مخملي اعتراف كنند!

* كروبي: انقلاب مخملي با نيروهاي انقلاب

اين چه انقلاب مخملي‌ است كه رهبران آن دو تن از زنده‌ترين و سابقه‌ترين ياران امامند و مورد تأييد شوراي نگهبان و رهبري براي حضور در انتخابات و حداقل 15 ميليون نفر (بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رأي داده‌اند؟ رؤياي انقلاب مخملي در ذهن اينها بوده يا آنها كه كابوس آن را مي‌ديدند و نيرو به همسايه شمالي گسيل داشتند كه آموزش ببينند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قيافه مهيب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن كابل بر سر پير و جوان و زن و مرد و اتومبيل و مغازه بترسانند تا مبادا كسي جرأت حضور آرام و در صحنة اعتراض ماندن را به خود بدهد...

نكته طنز اين بيانيه آنجاست كه كروبي آراي سيصدهزاري خود را در كنار آراي بيش از 13 ميليوني موسوي قرار مي‌دهد و در جمع شمارش، آن را 15 ميليون معرفي مي‌كند و در ذيل اين آراي 15 ميليوني خود را همپاي موسوي "دو رهبر " جبهه راديكاليسم سبز معرفي مي‌كند. كروبي ضمن آن كه صورت مسئله را پاك مي‌كند و درباره قدرت‌طلبي‌هاي افراد اين جبهه كه منجر به ايجاد آشوب‌هاي پس از انتخابات شده‌اند، سخني نمي‌گويد، اغتشاشات و خشونت‌هاي راديكاليسم سبز كه تصاوير و فيلم‌هاي آن در رسانه‌هاي تصويري در حال پخش بود را اقدامي "مسالمت‌جو " معرفي مي‌كند. در يكي از اين تصاوير و فيلم‌ها عده‌اي از آشوب‌طلبان با بيرون كشيدن فردي با ظاهر مذهبي از اتومبيل خود، او را در مقابل چشم همسر و فرزندش تا آستانه مرگ كتك مي‌زنند و در نهايت نيز با حضور نيروهاي امدادي هلال‌احمر شخص مضروب كه از حال رفته بود از مرگ نجات مي‌يابد.

* سكوتي بهتر از دروغ‌گويي

كروبي همچنين تمام شنيده‌هاي درست و نادرست خود را با عنوان افشاگري عليه جمهوري اسلامي در رسانه‌ها فرياد مي‌زند تا بيگانگان خوراك تبليغي مناسبي براي تبليغ عليه ايران بيابند. گويي او انتظار داشت نيروهاي انتظامي كشور با سلام و صلوات به استقبال اغتشاش‌گران بروند و دست‌كم از روش‌هاي كنترل آشوب‌هاي شهري كه روشي قانوني و عقلاني و منطقي و شرعي و اخلاقي و مطابق با عرف بين‌المللي است بهره‌اي نبرند.

وقتي مهم‌ترين كارويژه حكومت ايجاد نظم و امنيت براي شهروندان باشد انتظار اينكه نيروهاي انتظامي اجازه دهند عده‌اي به شيوه‌هاي آنارشيستي و راديكاليستي نظم عمومي شهر را به هم بريزند بهانه‌اي غيرمنطقي بيش نخواهد بود. اما كروبي گمان مي‌كرد با اين فرافكني‌ها و تهمت‌زدن‌ها به "جمهوري اسلامي " مي‌تواند حيثيت از دست رفته خود را جبران كند و به همين دليل هر روز به شدتِ تندروي‌هاي خود مي‌افزود. پرسر و صداترين مطلبي كه از كروبي در رسانه‌ها انتشار يافت به نامه كروبي به هاشمي رفسنجاني تعلق دارد. وي اين نامه را حدود ده روز پس از آن كه به هاشمي مي‌نويسد در 18 مرداد در اختيار رسانه‌ها قرار مي‌دهد. مهم‌ترين بخش اين نامه كه بلافاصله هجمه تبليغي شديد رسانه‌هاي بيگانه عليه ايران را در پي داشت به ادعاي "تجاوز جنسي " به بازداشت‌شدگان بازمي‌گشت. در اين نامه آمده بود:
موضوعي را شنيده‌ام كه هنوز از آن بر خود مي‌لرزم. در دو روز اخير كه اين خبر را شنيده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو كه خود را براي خواب آماده مي‌كردم، به بستر رفتم ولي خدا شاهد است كه بدون ذره‌اي مبالغه،‌ خوابم نبرد، تا ساعت 4 بامداد كه مجدداً بلند شدم كمي قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب كمي آرامم كند، حتي نماز صبح را نيز خواندم و تا نزديكي‌هاي طلوع آفتاب خوابم نبرد.

افرادي اين مطالب را به من گفته‌اند كه داراي پست‌هاي حساس در اين كشور بوده‌اند. نيروهاي نام و نشان‌داري كه تعدادي از آنها نيز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌‌اند. اين افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقي در زندانها رخ داده است كه چنانچه حتي اگر يك مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه‌اي است براي جمهوري اسلامي كه تاريخ درخشان و سپيد روحانيت تشيع را تبديل به ماجراي سياه و ننگين مي‌كند كه روي بسياري از حكومت‌هاي ديكتاتور از جمله رژيم ستمشاهي را سفيد خواهد كرد. گمان نمي‌كنم زندانيان دوران 15 ساله مبارزات قبل از انقلاب كه از افراد توده گرفته تا گروه‌هاي مسلح مبارز التقاطي تا اعضاي نهضت آزادي و مؤتلفه و حزب ملل اسلامي كه در زندان با هم زندگي كرده‌اند، ديده يا شنيده باشند.

اينجانب اين مطالب را براي شما مي‌نويسم و مصرّانه مي‌خواهم روي اين قضيه اقدام و به صورتي كه صلاح مي‌دانيد با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مطرح فرماييد و با جديت پيگيري شود تا روشن گردد اگر چنين اتفاقي نيفتاده كه ان‌شاءالله هم نيست و بعيد مي‌دانم باشد، اعلام شود. چرا كه در همين جامعه امروز و توسط خود بچه‌هاي بازداشتي در رسانه‌ها و سايت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نيست آيندگان چه قضاوتي با شاخ و برگ دادن آن خواهند كرد. همچنان كه جمهوري اسلامي و روحانيت مظلوم نيز مسئول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خداي ناكرده رخ داده باشد، سريع با عوامل آن در هر جايگاهي برخورد و اعلام شود تا در شرايط فعلي كه بازار شايعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان كه لازم است ترتيبي اتخاذ گردد تا اين اقدام از سوي هيأتي عالي‌رتبه صورت گيرد تا افراد مورد بحث جرأت بيان حقايق را داشته باشند،‌ چرا كه شنيده‌ام تهديد شده‌اند كه اگر مطلبي در اين خصوص بيان نمايند، نابود خواهند شد.(6)

نكته پارادوكسيكال نامه اينجاست كه كروبي خود به شايعاتي دامن مي‌زند، تا ديگران دست به آن شايعات نزنند. در حالي كه پيش از نامه كروبي اصولاً خبري از اين شايعات نبود. اين همه سياه‌نمايي كه چهره جمهوري اسلامي را حتي از ديكتاتورترين حكومت‌ها و حتي رژيم ستمشاهي سياه‌تر مي‌سازد،‌ نشان از همان رويكرد متهم‌سازي حكومت جمهوري اسلامي منهاي خود دارد. اما اين بار كروبي براي آنكه بتواند خود را بيش از شخصيت‌هاي ديگر جبهه دوم خرداد مطرح سازد و از اين طريق بر هم‌مسلكان خود در رهبري اين جبهه غلبه كند، بسيار افراطي‌تر از آنان، درونيات خود را آشكار مي‌سازد.

* دغدغه كروبي واقعيتي بي‌معنا بر پاشنه وهم و خيال

اگر نيت واقعي كروبي قدرت‌طلبي و مطرح كردن خود نبود و واقعاً دغدغه حيثيت نظام جمهوري اسلامي را داشت و حتي نگران افرادي بود كه وي درباره آنها ادعاهايي را مطرح مي‌كرد مي‌توانست اين موضوع را از طريق سازمان‌هاي نظارتي و مجلس شوراي اسلامي پيگيري كند. چنان كه پس از انتشار اين ادعا، مجلس شوراي اسلامي و رياست آن درباره ادعاي مطرح شده تحقيق كرد و ادعاي كروبي را نادرست يافت و آن را تأييد نكرد. به هر حال اين نامه جز ايجاد فضاي سنگين رسانه‌اي نظام سلطه عليه ايران، دستاورد ديگري نداشت. كروبي نيز با خدمتي كه از طريق نگارش اين نامه به دشمنان ايران و انقلاب اسلامي كرد هيچ‌گاه نتوانست ادعاي خود را ثابت كند. در نامه كروبي نيز آن ادعا در حد "شنيده‌ها " مطرح شد، اما او با همين "شنيده‌ها " فضاي مسمومي را عليه ايران و نظام جمهوري اسلامي ايجاد كرد.

منبع : فارس

پي نوشت:
1. "نامه مهدي كروبي به هاشمي رفسنجاني "؛ خبرگزاري ايسنا؛ 88.3.20.
2. "بيانيه شماره يك مهدي كروبي در اعتراض به روند شمارش آرا "؛ پايگاه اينترنتي سحام نيوز؛ 1388.3.23.
3. از شيوه‌هاي جنگ‌هاي رواني مؤثر و كارآمد تكرار مكرر يك دروغ است تا آن دروغ را كم‌كم "راست " جلوه دهد. اين شيوه بارها و بارها در تاريخ تكرار شده است؛ تا حدي كه كم كم خود گوينده و سازنده دروغ هم آن را باور مي‌كند. بيانيه شماره يك مهدي كروبي از نظر حجم دروغ و تكرار آن و مشتمل بودن بر جملات پرطمطراق توخالي بدون دادن هيچ آدرس مشخص، يادآور تبليغات گوبلز در آلمان نازي است.
4. "كرباسچي به چه كسي رأي داد "؛ خبرگزاري فارس؛ كد مطلب: 8803221039 ، 1388.3.22.
5. "شكايت‌نامه مهدي كروبي به شوراي نگهبان، احمدي‌نژاد صلاحيت ندارد "؛ پايگاه اينترنتي كروبي (www.Karroubi.ir)؛ 1388.3.25.
6. "نامه تند كروبي به هاشمي رفسنجاني "؛ پايگاه اينترنتي تابناك؛ 1388.5.19.
منبع: كتاب شورش اشرافيت بر جمهوريت


Tags
Last Updated on دوشنبه ، 29 آذر 1389 ، 16:06
 
Secured by Siteground Web Hosting