bbbbb40
بیانیه کروبی در آستانه 16 آذر منتشر شد! چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر خبری   
سه شنبه ، 2 آذر 1389 ، 14:41

alt

چندی پیش شیخ ما با همسر با وفای خود جلسه ای تشکیل دادندی . در این جلسه بانو به شیخ رو کرد و گفتندی :

" ای شیخ تو چه چیزی از آن موسوی کم داری ؟ سواد نداری خوب اون هم نداره ! طرفدار نداری خوب اون هم نداره ! به خاطر بیانیه های آبکی مسخره اش می کنند ، خوب تو را هم مسخره می کنند ! "

شیخ از بانو پرسید:"خوب اینها را گفتی که چی ؟ چیکار کنم؟"

همسر شیخ گفت : خوب چرا بیکار نشستی ، مگه ندیدی موسوی با اون اوضاع و احوالش بیانیه داده؟ یعنی تو عرضه دادن یک بیانیه آبکی مثل موسوی را هم نداری؟

شیخ ما کلی ضایع شدندی و تصمیم گرفتندی که یک بیانیه صادر کنندی . اما هرچه فکر کردندی هیچ مطلب جدیدی به ذهنش نیامدندی ! او   به مغز مبارکشان 2 روز فشار آوردندی تا این بیانیه را که مایه مباهات ما مریدان اوست! منتشر کردندی. اما دو روز فشار بیش از حد به مغز، باعث شد روزها و مناسبت ها مخلوط شدندی و بیانیه به این صورت درآمدندی :

"ملت عزیز ایران ، 16 آذر روز پیروزی انقلاب اسلامی را به تمام زندانیان سیاسی تبریک می گویم. انقلابی که به دست امام راحل و من صورت گرفت . فقط خودم از امام حکم انقلاب کردن داشتم! مردم عزیز ایران شما ببینید در این روز 13 آبان من چه مجاهدت ها برای کشور انجام دادم ! همان 22 بهمنی که سراسر پر از رشادت های من است . همانطور که گفتم آخرین حکم را امام به من داد .

در همان 22 بهمن من رئیس بنیاد شهید شدم و به شما خدمت کردم .اما شما دیدید که در انتخابات 17 شهریور تقلب کردند و نگذاشتند من رئیس جمهور شوم . من در این روز مبارزه استکبار جهانی با دانشجو اعلام می کنم که من اگر رئیس جمهور می شدم اینقدر به پرستاران ظلم نمی شد. طرح تحول اقتصادی دولت موجب آزار همه مردم جهان شده . بر اثر این طرح معدنچیان شیلیایی در زیر زمین گیر کردند و من بیانیه دادم تا نجات یافتند! آخه من حکم دارم! آخه آخه آخه ..."

و ناگهان سر شیخ ما  گیج رفتندی و بیهوش شدندی

در همین حال و اوضاع فرزند شیخ ما وارد شدندی و شیخ را روی زمین وِلو یافتندی و سریع با بی بی سی فارسی تماس گرفتندی و گفتندی : آی بابامو بسیجیا کشتن . این طرح سازمان یافته بوده . کار خودشونه ... وای بابام ...

و این بود شرح بیانیه شیخ ما 


Tags
 
Secured by Siteground Web Hosting