bbbbb40
ویژگی‌هایی که باید بچه بسیجی ها داشته باشند چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه ، 10 آبان 1391 ، 10:33
2
19456

این "همیشه در وسط میدان بودن" تنها در صورتی ‌میسر می‌شود که بسیجیان از خود گذشته و ایثارگر باشند. هر کسی که اینچنین باشد و برای حضور در میدان‌های انقلاب اسلامی، خودش را کنار بگذارد، یک بسیجی واقعی‌ست. آیا واقعاً می‌شد کسی در بطن جریان جنگ تحمیلی باشد و هم زمان، در قلبش حب مال و مقام و خانواده وجود داشته باشد؟ آیا می‌شد فتنه‌ی 88 را از سر گذراند در حالی که نگران جایگاه و آبرو بود؟...

از مهمترین دیدارهای رهبر انقلاب در استان خراسان شمالی، دیدار ایشان با بسیجیان آن استان بود. یکی از دلایل اهمیت این دیدار، مطالب بسیار مهمی‌ست که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در خصوص بسیج ایراد فرمودند و تأکید چندباره‌ی ایشان به مطالعه‌ی ابعاد مختلف این نهاد تماماً انقلابی‌ست. اگر بخواهیم صحبت‌های رهبر انقلاب در بین بسیجیان را تحلیل محتوا کنیم، گذشته از بحث‌های انتهایی آن که در مورد انتخابات بود و سابق بر این به آن پرداختیم، دو موضوع مهم در مورد بسیجیان به چشم می‌خورد.

موضوع اول صحبت‌های رهبر انقلاب به ویژگی‌های موجود در بسیج اشاره دارد که باعث شده تا این شجره‌ی طیبه به جایگاه رفیع امروزی دست پیدا کند. موضوعی که در مطلب پیشین به توضیح آن پرداختیم. اما موضوع دوم این بیانات، در خصوص آن دسته از خصوصیاتی‌ست که لازم است بسیج و بسیجیان آنرا در خود تقویت نمایند تا هم خود را از شر مفسده‌ها و فتنه‌های پیش‌رو در امان نگه‌دارند و هم به سطحی بالاتر از امروز برسند. انشاالله در این نوشته به توضیح این موضوع خواهیم پرداخت.

ویژگی‌هایی که باید در بسیج تقویت شود

«حضور در بسیج افتخار است اما به شرط اینكه صلاحیتهای حضور در بسیج، حفظ و تقویت شود.»

اصولاً وقتی هر فرد یا نهادی در فرایند تکامل قرار می‌گیرد، به علت کثرت موضوعاتی که باید توأمان به آنها بپردازد و البته کمبود وقت و توان، ممکن است برخی ویژگی‌های مورد نیاز را آنگونه که شایسته است تکامل نبخشیده و به قول معروف در آن زمینه‌ها هنوز جای کار داشته باشد. در نتیجه وقتی چند ویژگی در یک فرد یا مجموعه‌ای در سطح مطلوبی قرار می‌گیرد و برخی خصوصیت‌ها، از رشد مطلوبی برخوردار نباشد آن فرد یا نهاد را دچار نوعی عدم توازن می‌کند که زیبنده‌ی هیچ کس نیست. در این حالت، مهمترین اتفاقی که می‌افتد پایین آمدن کارایی است.

مثلاً فردی را تصور کنید که از روابط عمومی خوبی برخوردار بوده و می‌تواند افراد مختلفی را دور خود جمع کند. اما همین فرد، از مشکل بزرگی رنج می‌برد و آن تهی بودن از دانش و بینش مورد نیاز یک انسان مرجع است. در نتیجه وقتی افراد مختلفی را دور خود جمع می‌کند، بعد از مدتی آنها را از دست می‌دهد چون چیزی برای کشف کردن در مدت طولانی مراودت ندارد و افراد پیرامونی‌اش، با درک این قضیه دنبال افرادی می‌روند که بتوانند در یک بازه‌ی زمانی طولانی‌تری آنها را پشتیبانی معنوی کند.

این مسئله در مورد بسیج نیز صادق است. این نهاد موثر و انقلابی که دارای ویژگی‌ها مثبت فراوانی‌ست – ویژگی‌هایی که ذکر چهار مورد آن در مطلب پیشین رفت – اگر نتواند سایر ویژگی‌ها را – از جمله این سه ویژگی زیر – در خود ارتقا بخشد، این خطر وجود دارد که در آینده نتواند نقش مثبت امروزی را به خوبی ایفا کند. پس باید در آینده، پرداختن به این سه ویژگی در کانون توجهات بسیج و بسیجیان قرار بگیرد. همانطور که امروزه در قالب طرح صالحین این امر پیگیری می‌شود.

1. خودسازی مستمر: «تقوا، دوری از گناه و توجه و تضرع به درگاه احدیت، از جمله ویژگی‌های ضروری بسیجیان است كه باعث ارتقاء توانایی‌های روحی، "نورانیت درون و برون"، افزایش صبر و استقامت و شكوفایی "ابتكار و جوشش درونی" می‌شود.»

اولین سوالی که بعد از شنیدن این بخش از بیانات رهبر انقلاب در خصوص باید‌های بسیج به ذهن می‌رسد این است که آیا بسیج و بسیجیان از خودسازی به دور بوده‌اند؟ آیا ایشان از نورانیت دورنی و بیرونی برخوردار نیستند؟ آیا تقوا، صبر، استقامت و سایر ویژگی‌های اخلاقی در بین ایشان وجود ندارد که حضرت آقا اینچنین توصیه‌هایی به آنها فرموده است؟ اگر وجود ندارد، پس این همه افتخار و نکات مثبت که پیش از این بیان شد، چگونه به دست آمده؟ آیا می‌شود بدون فضایل اخلاقی، بسیج تبدیل به نهادی شده باشد که همواره در وسط میدان‌های دشوار انقلاب اسلامی بوده و از آنها سربلند بیرون آمده باشد؟ اگر نه، پس رمز این بخش از بیانات رهبر انقلاب چیست؟

به نظر می‌رسد علت توصیه‌ی رهبر انقلاب به خودسازی بیشتر و مستمر بسیجیان نه از باب فقدان آن، که از باب حیاتی بودن آن است. وقتی مولفه‌ای حیاتی و استراتژیک شد، لایق آن می‌شود که بیشترین توجهات را به خود جلب کند. تا جایی که هرچه به آن بپردازیم باز هم کم است. در نتیجه علت توصیه‌ی رهبر انقلاب به تلاش بیشتر بسیجیان برای کسب کمالات اخلاقی، نه از باب فقدان یا کمبود آنها، بلکه از این باب است که وجود این عناصر در بین بسیجیان حکم آب حیات آنها را داشته و هرچقدر یک بسیجی اخلاقی‌تر شود، باز هم جای کار دارد که به مسائل مربوط به آن بپردازد و هیج حد یقفی برای آن نیست.

2. از خودگذشتگی: «ایثار و از خود گذشتگی ویژگی دیگری است كه بسیجیان باید آن را در خود تقویت كنند.»

جالب اینجاست که بعد از توصیه‌ی رهبر انقلاب به خودسازی و ارتقای کمالات اخلاقی، این توصیه کمی ریزبینانه‌تر و دقیق‌تر می‌شود و از بین همه‌ی صفات اخلاقی، "ایثارگری" آن صفتی‌ست که مورد توجه بیشتر ایشان قرار می‌گیرد. همانطور که در بالا گفتیم، علت این تشدید گذاری‌ها نه بخاطر نبود این ویژگی‌ها که به دلیل اهمیت فوق‌العاده‌ای‌ست که دارند. در نتیجه، تأکید ویژه‌ی رهبر انقلاب به ایثارگری بسیجیان، از آن روست که ایثارگری، همان صفتی‌ست که باید بیشتر از سایر صفات در بسیجیان نهادینه شود.

اما چرا؟ چرا ایثارگری بسیجیان باید برجسته‌تر شود؟ برای جواب به این سوال، باید به وظیفه‌ی بسیج در جمهوری اسلامی توجه داشته باشیم. همانطور که رهبر انقلاب در گذشته فرموده‌اند بسیج و بسیجیان باید همواره در وسط میدان‌ اتفاقات انقلاب اسلامی باشند و از حضور موثر شانه خالی نکنند. به عبارت دیگر، کارویژه‌ی اساسی بسیج این است که با تشخیص مسائل حساس، و با کسب توانایی‌های مربوطه این آمادگی را داشته باشد که در صحنه‌های مختلف حضور پیدا کند و تکلیفش را انجام دهد.

این "همیشه در وسط میدان بودن" تنها در صورتی ‌میسر می‌شود که بسیجیان از خود گذشته و ایثارگر باشند. هر کسی که اینچنین باشد و برای حضور در میدان‌های انقلاب اسلامی، خودش را کنار بگذارد، یک بسیجی واقعی‌ست. آیا واقعاً می‌شد کسی در بطن جریان جنگ تحمیلی باشد و هم زمان، در قلبش حب مال و مقام و خانواده وجود داشته باشد؟ آیا می‌شد فتنه‌ی 88 را از سر گذراند در حالی که نگران جایگاه و آبرو بود؟

از قضا همه‌ی کسانی که تنها اسم بسیجی بودن را به یدک می‌کشند اما در عمل، دور از منظومه‌ی بسیج هستند، همان‌هایی بودند که در موقعیت‌های حساس، نتوانستند ازخودگذشتگی کنند و به فکر مقام و منزلت خویش بودند. به طور مثال، در جریان فتنه‌ی 88، تنها آنهایی توانستند پس از درک حقیقت، به حنجره‌ی فریاد کننده‌ی انقلاب اسلامی تبدیل شوند که از خودشان گذشته بودند. و آنهایی که امروز به اصحاب سکوت معروفند، همان‌هایی هستند که خودشان را هر چیز دیگری برتر یافتند و به مقام ایثارگری نرسیدند.

3. بصیرت: «بصیرت "تشخیص خط و نقطه درگیری با دشمن" است.»

"بصیرت" شاه کلید صحبت‌های چند سال اخیر رهبر انقلاب است. شاید کمتر موضوع و مطلبی باشد که تا این اندازه، در لابه‌لای صحبت‌های ایشان به فراوانی دیده مشود. ولی باز هم با ذکر این همه توصیه به افزایش بصیرت و انجام عمل بر اساس آن، می‌بینیم که رهبر انقلاب به آن می‌پردازند، آن هم در بین بسیجیان. چون هیچ کس به اندازه‌ی یک بسیجی احتیاج ندارد که خود را به سلاح بصیرت مجهز کند.

خدای نکرده بسیجی بی‌بصیرت تبدیل به ماشین کوری می‌شود که بی‌هدف و بی‌اثر عمل می‌کند. بسیجی بی‌بصیرت تبدیل به قهرمان عظیم‌الجثه‌ای می‌شود که از سر کوچکی برخودار است. این قهرمان هیچ وقت پهلوان نمی‌شود. بسیجی بی‌بصیرت، نه می‌تواند درست فکر کند و نه می‌تواند عمل صحیحی داشته باشد و ننگ اینرا نه پای خویش که به پای همه‌ی بسیجیان و انقلابیون می‌گذارد.

اما این بصیرت چیست که این همه مهم بوده و برای بسیجیان مهمتر؟ بگذارید جواب این سوال را از رهبر انقلاب بپرسیم: «انسان بايد بصيرت پيدا كند. اين بصيرت به چه معناست؟ ... اين بصيرتى كه در حوادث لازم است و در روايات و در كلمات اميرالمؤمنين هم روى آن تكيه و تأكيد شده، به معناى اين است كه انسان در حوادثى كه پيرامون او ميگذرد و در حوادثى كه پيش روى اوست و به او ارتباط پيدا ميكند، تدبر كند؛ سعى كند از حوادث به شكل عاميانه و سطحى عبور نكند؛ به تعبير اميرالمؤمنين، اعتبار كند: "رحم اللَّه امرء تفكّر فاعتبر"؛ فكر كند و بر اساس اين فكر، اعتبار كند. يعنى با تدبر مسائل را بسنجد "و اعتبر فأبصر".با اين سنجش، بصيرت پيدا كند. حوادث را درست نگاه كردن، درست سنجيدن، در آنها تدبر كردن، در انسان بصيرت ايجاد مي‌كند؛ يعنى بينائى ايجاد ميكند و انسان چشمش به حقيقت باز مي‌شود.

اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) در جاى ديگر ميفرمايد: "فانّما البصير من سمع فتفكّر و نظر فأبصر"؛ بصير آن كسى است كه بشنود، گوش خود را بر صداها نبندد؛ وقتى شنيد، بينديشد. هر شنيده‌اى را نميشود به صرف شنيدن رد كرد يا قبول كرد؛ بايد انديشيد. "البصير من سمع فتفكّر و نظر فأبصر".نَظَرَ يعنى نگاه كند، چشم خود را نبندد. ايراد كار بسيارى از كسانى كه در لغزشگاه‌هاى بى‌بصيرتى لغزيدند و سرنگون شدند، اين است كه نگاه نكردند و چشم خودشان را بر يك حقايق واضح بستند. انسان بايد نگاه كند؛ وقتى كه نگاه كرد، آنگاه خواهد ديد. ما خيلى اوقات اصلاً حاضر نيستيم يك چيزهائى را نگاه كنيم...ما اگر بخواهيم بصيرت پيدا كنيم، بايد چشم را باز كنيم؛ بايد ببينيم. يك چيزهائى هست كه قابل ديدن است. اگر ما از آنها سطحى عبور كنيم، آنها را نبينيم، طبعاً اشتباه ميكنيم.بیانات رهبر انقلاب در جمع دانشجویان و جوانان استان قم 4/8/1389»



 
Secured by Siteground Web Hosting