bbbbb40
اين كروبي آن كروبي نيست چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر خبری   
چهارشنبه ، 28 مهر 1389 ، 15:27

alt

سحام نیوز :به عقیده بسیاری از عقلا و بزرگان، بدون هیچ تردیدی باید وجود تفکر اصلاحی در جامعه را پذیرفت، چراکه این تفکر موجب پیشرفت و اصلاح امور کشور می‎شود.
اما این‎که تفکر اصلاحی با چه رویکردی در میدان رقابت سیاسی نقش‎آفرینی می‎کند، موضوعی است که همواره به‎عنوان دغدغه اصلی دلسوزان نظام و فعالان جریانات سیاسی مطرح بوده است. 

این روز‎ها آرایش نیرو‎های سیاسی کشور و چگونگی فعالیت جریانات و طیف‎‎های مختلف به‎عنوان یک ضرورت اساسی برای مسئولان و طبقات مختلف مردمی حائز اهمیت است و نظرات و دیدگاه‎‎های مختلفی در این رابطه ارائه می‎شود. 

در سال‎‎های گذشته، جریان اصلاحات به‎عنوان یکی از دو قطب اصلی جناح‎‎های سیاسی کشور مطرح بوده است، هرچند که کارنامه فعالیت‎‎های این جریان و سران آن در چند سال گذشته و به‎ویژه در حوادث بعد از انتخابات چندان درخشان نیست، اما اهمیت وجود جریان اصلاحات در کشور بهانه‎ای شد برای گفتگوی «پنجره» با محمدجواد حق‎شناس، عضو حزب اعتمادملی و مدیر مسئول روزنامه اعتمادملی تا در این مصاحبه گذشته، حال و آینده جریان اصلاحات از زمان پیروزی انقلاب تا به امروز مورد بررسی قرار گیرد.

این گفتگو در ادامه می آید:

بسیاری از کارشناسان و صاحب‎نظران حوزه سیاسی معتقدند که عملکرد ضعیف جریان اصلاحات در سال‎‎های گذشته، اصل التزام به ولایت فقیه و نظام را زیر سئوال برده و در حقیقت استارت حوادث بعد از انتخابات دهم از زمان انتخاب خاتمی به‎عنوان رییس‎جمهوري و آغاز فعالیت جدی جریان اصلاحات در کشور شکل گرفته است، آیا شما به این موضوع معتقد هستید؟
نه، من به این موضوع معتقد نیستم. جریان اصلاحات زمانی‎ که در انتخابات نهم ریاست جمهوری از فعالیت‎‎های سیاسی کشور خارج شد، به مطالعه، بازسازی و واکاوی عدم اقبال جامعه پرداخت و در نهایت با استفاده از موقعیت‎‎هایی که داشت، در دوره دهم ریاست جمهوری وارد میدان شد. 

اما در زمان خاتمی و دولت اصلاحات، شاهد ساختار‎شکنی‎‎های مختلفی بودیم؛ شما این ساختار‎شکنی‎‎ها را هم قبول ندارید؟
من به ساختارشکنی معتقد نیستم، اما به‎نظر من در مقاطعی، متناسب با فضای سیاسی کشور عمل نشد که چنان‎چه مبتنی بر برنامه بود، بسیاری از حوادث و رویداد‎ها پیش نمی‎آمد. اگر خود اصلاح‎طلبان بخواهند آن دوره را نقد کنند، به‎طور حتم نقد‎های جدی در حوزه‎‎های فعالیت خود دارند.

اقداماتی همچون تحصن نمایندگان مجلس ششم و متشنج کردن فضای کشور و یا نامه نمایندگان به مقام معظم رهبری با موضوع وضعیت دیپلماسی خارجی را ساختارشکنی نمی‎دانید؟
من اطمینان دارم که اگر بخواهیم روند عملکرد اصلاحات را مورد بررسی قراردهیم، متوجه خواهیم شد که بیشتر از اصول‎گرایان خود اصلاح‎طلبان به دوره عملکرد خويش منتقد خواهند بود.

پس شما هم به نقاط ضعف عملکرد اصلاح‎طلبان معتقد هستید؟
بله، برخی از روش‎‎ها و تاکتیک‎‎ها و عدم توجه به فضای کشور و مبانی‌اي که وجود داشت، زمینه را به‎سمتی برد که نه تنها کشور بلکه خود اصلاح‎طلبان هم هزینه‎‎هایی را متحمل شدند. نمونه بارز این موضوع، عملکرد شورای شهر در دوره اصلاحات است. اختلافات و درگیری در شورای شهر بر سر تعیین شهردار و نمونه‎‎های دیگر، از جمله نقاط ضعف آشکار دوره اصلاحات است. البته صدا و سیما هم در آن زمان به‎دنبال بزرگ‎نمایی و تشدید اختلافات بود، اما وجود مشکل، انحراف و نبودن برنامه مشخص برای اداره کشور را نمی‎توان نادیده گرفت. 

آقای حق‎شناس! شما به عملکرد صدا و سیما در زمان اصلاحات اشاره داشتید، من هم یاد یک مثل قدیمی افتادم «تا نباشد چیزكی، مردم نگویند چیزها»!
عملکرد اصلاحات آن‎قدر ضعیف بود که باعث شد حضور مردم در انتخابات شورای شهر در تهران به حداقل برسد و آبادگران با 200 هزار رأی توانستند شورای شهر دوم را در اختیار داشته باشند، تغییرات گسترده در شورای شهر و روی کار آمدن چهره‎‎های جدید، همگی ناشی از عملکرد نادرست جریان اصلاح‎طلبی در آن مقطع زمانی است. 

و در نتیجه می‎توان گفت که در اثر این اشتباهات، منافع ملی و ارزش‎‎های جامعه هم در خطر جدی قرارگرفت.
بله، به‎طور مثال آغاز مجلس ششم می‎توانست با اصلاح قانون مطبوعات نباشد که باعث دخالت رهبری در این موضوع شود، می‎توانست بسیار عاقلانه‎تر به پیش برود. 

و سناریوی پایانی آن هم می‎توانست با تحصن نباشد!
دقیقا! تحصن، بهانه‎ای برای احقاق حق بود، در صورتی‎که این موضوع را می‎توانستیم به شکل دیگری حل کنیم، البته در این بخش باید به رد صلاحیت‎‎های گسترده هم توجه داشت. 

به‎نظر شما، در حال حاضر يعني در سال 1389 جریان اصلاحات در چه وضعیتی است؟
از ابتدای شکل‎گیری انقلاب، بدنه اصلی سیاسی کشور را دو ستون و جریان اصلی تشکیل می‎دهند. این دو جریان در راستای سیاست‎‎های کلان نظام و ساختار‎های اصلی، اما در رقابت و چالش با یکدیگر در حرکتند و نمی‎توان یکی از این دو جریان را حذف کرد. من به‎شخصه بر این باورم که جریان اصلاحات جریانی نیست که حذف شدنی باشد، چراکه مطرح شدن حذف این جریان پرسشی است که تاریخچه سیاسی کشور را خدشه‎دار می‎کند. در سال‎‎های گذشته جریان اصلاحات با فراز‎وفرود‎‎های بسیاری همراه بوده است، ضعف‎‎ها و چالش‎‎های زیادی وجود داشته و افراد اصلاح‎طلب اشتباهات فاحشی داشته‎اند، اما اصل جریان اصلاحات حذف شدنی نیست و نمی‎توان که این جریان حیاتی برای کشور را نادیده گرفت.

برخي از طیف‎‎های جریان اصول‎گرا معتقدند که این جریان به کلی باید از چرخه سیاسی کشور حذف شود، حذف کامل جریان اصلاحات چه پیامد‎‎هایی برای کشور خواهد داشت؟
اگر بنا بر حذف این جریان باشد، آسیب اصلی، متوجه نظام و منافع ملی خواهد بود. این جریان در شرایط کنونی در حال آسیب‎شناسی مجموعه خود و تجدید قوا برای فعالیت‎‎های سیاسی است.
باید توجه داشته باشیم که یک حزب سیاسی و یا طیف خاص، به‎راحتی نمی‎تواند از جریان سیاسی کشور خارج شود. اصلاحات از زمان روی کار آمدن همواره در راستای سیاست‎‎های نظام فعالیت کرده است. 

پس وضعیت اصلاح‎طلبان تندرو چه می‎شود؟
اگر بخواهیم بحث افراد تندرو را مطرح کنیم، عناصر تندرو در دو جریان اصلاح‎طلب و اصول‎گرا از گذشته وجود داشته‎اند، اما آن‎چه که منافع جامعه و نظام ایجاب می‎کند این است که دو جریان به‎گونه‎ای عمل کنند که اداره جریانات درون‎جناحی را در دست داشته باشند و اقلیت تندرو دو جریان از فعالیت‎‎های جناحی به دور باشند. تدبیر غلط و توجه نداشتن به عنصر زمان، منافع و مصالح ملی، این احتمال را به‎وجود می‎آوردکه جریان میانه‎رو به‎تدریج به حاشیه رفته و تندروی‎‎ها از حاشیه به متن اصلی جریانات وارد شود که این‎گونه تندروی‎‎ها هم در عناصر و هم در جریانات مختلف به‎وجود می‎آید.
البته باید به نوع برخورد افراد در جریانات مختلف هم اشاره کرد. ممکن است اشخاص به‎دلایل مختلف به‎سمت تندروی حرکت کنند. 

«تعدادی از افراد از کشتی نظام پیاده شده‎اند» این بخشی از صحبت‎‎های مقام معظم رهبری است که چندی پیش ایراد شد. به‎نظر شما آیا اصلاح‎طلبان به‎ویژه اصلاح‎طلبان تندرو هم به‎لحاظ عملکرد خود در گروه پیاده‎شدگان از کشتی نظام قرار می‎گیرند؟
طبیعی است نظام سیاسی یک کشور در جریان حرکت خود ریزش‎‎هایی هم داشته باشد، اما این ریزش‎‎ها نباید با استقبال همراه باشد. تمامی نگاهی که من به فرمایش مقام معظم رهبری دارم، این است که با نگاه اسلامی و سیاست «جذب حداکثری و دفع حداقلی» به‎سمتی می‎رویم که ریزش‎های‎مان حداقلی باشد و جذب و گرایش به نظام، حداکثری شود. 

اما من جواب سئوالم را نگرفتم! مقام معظم رهبری هم به این موضوع و سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی اشاره داشته‎اند. آیا می‎توان گفت اصلاح‎طلبانی که با اقدامات خود زمینه التهاب در کشور را فراهم کردند و منافع ملی را در خطر انداختند، از کشتی نظام پیاده شده‎اند؟
در یک سال اخیر، مجموعه‎ای که به‎دلیل عملکرد خود از بدنه اصلی نظام خارج شدند، از دو طیف اصول‎گرا و اصلاح‎طلب بودند. باید توجه داشت که در یک‎سال اخیر، مجموعه‎ای از جریانات که اصلاح‎طلب نبودند و حتی مخالف این جریان بودند، در جایگاه‎‎ها و صف‎بندی‎‎های سیاسی و تعابیر ارائه شده تعدادی از افراد، در چرخه اصلاحات قرار گرفتند که مشمول تعاریف جریان اصلاح‎طلبی نمی‎شدند.
اگر تعاریف اصلاح‎طلبی را مطالعه کنیم، متوجه خواهیم شد که اصلاحات با نگاهی ضدخشونت، در راستای نظام و با روشی که به‎دنبال مطالبات مردم از طریق راه‎حل‎‎های قانونی و چهارچوب‎دار است، دنبال می‎شود و به هیچ‎وجه برخورد‎‎های خشونت‎آمیز و برنامه‎‎هایی علیه نظام و رهبری در دستور کار این جریان قرار نداشته است.
من در همین مصاحبه اعلام می‎کنم که چنان‎چه در یک‎سال گذشته اقداماتی از طرف جریان اصلاح‎طلب انجام شده باشد که برخلاف این اصول و اعتقاد عملی به نظام بوده، به‎طور حتم تخطي از قانون است.

رهبری، متعاقب حوادث پس از انتخابات بار‎ها با نمایندگان کاندیدا‎ها و احزاب مختلف دیدار داشتند. فکر نمی‎کنید این‎گونه اظهارنظرها کمی بی‎انصافی نسبت به رویه اصلی حکومت برای زیر سئوال بردن سیاست «جذب حداکثری و دفع حداقلی» باشد؟
خبری که شما اعلام می‎کنید و من هم این خبر را مشاهده کرده‎ام، اما باز هم تأکید می‎کنم که باید افرادی که به‎نحوی از چرخه سیاست کشور خارج و یا کنار گذاشته شده‎اند، بازگشته و در آغوش نظام قرار گیرند. بدون‎شک دیدار‎ها و گفت‎وگو‎های متقابل است که درگیری و تنش و اختلاف را به حداقل می‎رساند. انتشار مطبوعات مستقل می‎تواند در این زمینه نقش داشته باشد.
از طرف دیگر صدا و سیما از وضعیتی که دارد باید خارج شود. بنابر اظهارات مسئولان رسانه ملی، بعد ازحوادث انتخابات بیش از نیمی از مخاطبان اصلی این رسانه ریزش داشته‎اند، همه باید تلاش کنیم تا اعتماد جامعه به‎سمت رسانه‎‎ها به‎ویژه رسانه ملی روز به روزافزایش یابد چراکه تحقق این موضوع باعث می‎شود مخاطب گرایش خود را از رسانه‎‎هایی که به‎نوعی مخالف این نظام هستند، تغییر دهد.
همان‎طور که در مصاحبه‎‎های قبلی هم اشاره داشتم، مهمترین وظیفه‌ دولت هم در وضعیت کنونی عمل به قول‌‎ها و وعده‎‎هایی است که در هنگام انتخابات به مردم داده و بر آن اساس توانسته است که در موقعیت تصدی‌گری قرار بگیرد. 

مطرح شد که فرصتي دست نداده تا بروید و برخی ابهامات و مسائل را رو در رو مطرح کنید و ابهامات را برطرف کنید. با توجه به مجموع مباحث و عملکرد‎هایی که از سوی آقایان کروبی و موسوی و حتی آقای خاتمی در این یک سال و چند ماه گذشته، شاهد بوده‎ایم به‎نظرتان چقدر اين گلايه توجیه دارد؟ آقای کروبی که دیگر در این بیانیه آخر، متعرض ساحت رهبری و ولایت فقیه شده‎اند؟
این بحث من درباره آقای کروبی نبود، سئوال شما درباره آقای خاتمی بود که یکی دوبار هم اشاره کردید به این‎که موضوع مرتبط با آقای خاتمی بود. من خودم احساسم این است که یکی از گره‎‎هایی که در جامعه در حال حاضر وجود دارد، همین فقدان ارتباطات مستقیم است. همین آقای کروبی در 10 تا 15 روز اول بعد از انتخابات این‎گونه نبودند و این آقای کروبی آن آقای کروبی نیست. خوب، خیلی تفاوت دارند آقای کروبی امروز با آقای کروبی آن روز. در این فاصله اگر جلسه دیدار مستقیمی برگزار می‎شد، به‎نظرم خیلی از سئوالات و ابهامات برای طرفین برطرف می‎شد.

آقای حق‎شناس! ما بر حسب نزدیکی، همفکری و همکاری‎تان با آقای کروبی این حق را به خودمان می‎دهیم شما را از نزدیکان ایشان بدانیم که این نزدیکی همچنان هم ادامه دارد. فکر می‎کنید اگر به هر دلیلی در جریان وقایع بعد از انتخابات، امکان این پیش نیامد که چنين ديدارهايي برگزار شود، آیا این مسئله مجوزی برای آقای کروبی و آقای موسوی است تا چنین عملکردی در گفتار و عمل داشته باشند؟ 
ما قصد قضاوت، حداقل در این مصاحبه را نداریم اما قابل‎انکار نیست که مواضع و عملکرد آقایان موسوی و کروبی بعد از انتخابات خیلی به مذاق دشمنان تابلودار نظام خوش آمده است و این دو نفر نیز هیچ اقدامی برای مرزبندی با آن‎‎ها یعنی دشمنان نظام که با علمداری رسانه‎های‎شان در این میدان حاضر شده‎اند، نکردند؟ 
آیا نمی‎شد مثلا آقای کروبی بیاید انتقاداتش را بکند اما از مرزبندی با دشمنان انقلاب و نظام نیز غافل نشود؟

حقیقت این است که یکی از مسائل اولیه‎ ما که در تمام مباحث یک‎سال اخیر مطرح شده است این بود که اصل مرزبندی با نیرو‎ها و حوزه‎‎هایی که نشان داده‎اند در طول 30 سال گذشته و حتی فراتر از آن در طول 100 سال گذشته، هیچ‎گاه دل‎شان برای کشور و مملکت ایران نسوخته است و همواره از موضع منافع خودشان مسائل کشور ما را دنبال کرده‎اند، چه می‎شود؟ در یک مقاطعی، هم‎سویی‎‎هایی بین منافع آن‎‎ها و منافع ملت ما وجود داشته است که طبیعتا لازم نبوده در این‎جا از آن‎‎ها فاصله بگیریم و بگوییم که چون آن‎‎ها هم همین نفع را دارند، نباید ما به این مسئله توجه کنیم. اگر بخواهیم بحث تاریخی بکنیم، در مقطعی از انقلاب مشروطه شاهد آن هستیم که انگلستان به‎خاطر مقابله با روس‎‎ها به‎نوعی پشت سر تفکر مشروطه‎خواهی می‎آید می‎ایستد و حمایت می‎کند؛ چراکه این‎جا منافعش با منافع ملت ایران گره خورده است... .
ببینید در همان مقطع هم وقتی ما غفلت می‎کنیم از مرزبندی با جبهه دشمن، قضایا کشیده می‎شود به واقعه تجمع در باغ سفارت انگلیس و دیگ‎‎های پلو و این‎ها... .
من هم عرض کردم که می‎خواهم بگویم اگر نگاه واقعی داشته باشیم، هر جایی که منافع ما با منافع قدرت‎‎های بزرگ هماهنگی داشته باشد، بیاییم بگوییم پس این‎جا این منافع ما نیست. این را من یک نگاه جزمی می‎دانم، من می‎گویم هیچ اشکالی ندارد... 

فکر می‎کنید ما نمی‎توانستیم هر جا لازم است یک انتقاد قوی، محکم و اساسی بکنیم و بعد دوباره، تأکید کنیم که این انتقاد، درون‎خانوادگی است و به کسی بیرون از خانواده ارتباطی ندارد؟
دقیقا. اتفاقا بحث من هم این است که ما باید یک مرزبندی روشن با آمریکا و انگلستان و حوزه‎‎هایی که مشخصا افکار آن طرف را دارد نشر می‎دهد مثل تلویزیون‎‎های صدای آمریکا و بی‎بی‎سی مطرح می‎کردیم. اما تمام تلاش من در این گفت‎وگو این است که ما نیاییم همه مشکلات را به یک طرف خاص نسبت بدهیم که دیوارشان هم امروز خیلی کوتاه است و ممکن است در همه بخش‎‎ها و مراحل هم حرکت‎های‎شان مطالعه شده نباشد و دچار مشکلات تحلیلی و تاکتیکی هم شده باشند. ما نباید توپ را فقط در زمین این‎‎ها بیندازیم.
وقتی که تمام امکانات رسانه‎ای مثل صدا و سیما، مطبوعات و نشریات در اختیار جریانی است که جریان آقای موسوی و کروبی را هر چه بیشتر به وضعیت فعلی هل داد، می‎تواند هر چه نقد دارد به این جریان وارد کند.
من نمی‎خواهم اشکالات این طرف را نادیده بگیرم و معترفم که این طرف اشکالات وجود دارد اما می‎گویم بیاییم کمک کنیم تا یک توازنی برقرار شود در طرح اشکالات.
ببینید ما سعی کردیم حرف‎مان را در مسیر قانون اساسی، منافع ملی و در چهارچوب قانون بزنیم ولی وقتی می‎آیند روزنامه ما را تعطیل می‎کنند ما دیگر حرف‎مان را کجا بزنیم.
من خودم در این چهار سال گذشته تمام سعی خود را کردم که با رسانه‎‎های خارجی مصاحبه نکنم اما وقتی روزنامه مرا تعطیل کردند من حرفم را کجا بزنم. 

آقای حق‎شناس! مواضع آقای کروبی به‎ویژه نامه سرگشاده اخیر ایشان آیا مواضع خودشان است یا ناشی از القائات اطرافیان آقای کروبی است؟
اجازه بدهید من خیلی وارد این فضا نشوم و ببینیم این گفت‎وگو چه بازتاب‎‎هایی دارد تا بعد در فرصتی دیگر به این مسئله بپردازیم.
ببینید آقای کروبی بالاخره به یک برداشت و نتیجه‎ای رسیده‎ که مواضعی را اعلام می‎کند.
به‎نظر من ما باید در شرایط فعلی به‎سمت نیرو‎های میانه‎رویی برویم که ظرفیت این کار را دارند و در این یکی دو ساله ساکت بوده‎اند، نیرو‎هایی مثل آیت‎ا... مهدوی کنی، آقای ناطق نوری و امثالهم که جایگاه مشخصی در نظام دارند. این‎‎ها را به‎عنوان نیرو‎های مرضی‎الطرفین که نیرو‎های با تجربه و عاقل نظام سیاسی ما هستند، به‎عنوان یک پتانسیل وارد عرصه بکنیم تا در موقعیت موجود، میدان‎داری کنند تا اگر کسی به شانه خاکی جاده رفته است به او کمک کنند تا به مسیر اصلی بازگردد.
این‎ها سرمایه‎‎های نظام ما هستند، سرمایه‎‎های ما نفت و انرژی هسته‎ای و این چيز‎‎ها نیستند بلکه همین نیرو‎ها و سرمایه‎‎های انسانی هستند.
آقای کروبی مواضعی داشته است كه خوب این برداشت و نظرش نبوده که این کار و موضع، غلط است.
طبیعی است که مواضع افراد، ناشی از نتایجی است مركب از نگاه فرد، سوابق و تجربیات او، اخباری که به او می‎رسد، موضع طرف مقابلش، نیرو‎هایی که با آن‎‎ها مشورت می‎کند و آخرین یافته‎‎هایی که در اختیار فرد قرار می‎گیرد. ممکن است در انتشار همین بیانیه‎‎های آقای کروبی مثلا اگر آخرین فردی که با ايشان دیدار کرده بود به‎جای آقای ایکس آقای دیگری بود؛ خوب متن این بیانیه هم تغییر می‎کرد.
به‎لحاظ حقوقی فرد صادرکننده بیانیه، پاسخگوی متن و محتوای بیانیه است اما از نظر محتوایی، خوب چنین بیانیه‎‎هایی حاصل نظر یک فرد تنها نیستند.
یک نکته دیگر را هم بگویم که من روحیه آقایانی مثل آقای مطهری، افروغ و توکلی را به‎عنوان نقطه قوت جریان اصول‎گرایی می‎دانم که به‌طور منصفانه اشکالات را فقط یک‎طرفه نمی‎بینند و قائل به این هستند که باید برای حل مشکل، اشکالات را جامع دید.


Tags
 
Secured by Siteground Web Hosting