bbbbb40
خيانت هاي شيخ خائن قسمت 3- چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر خبری   
سه شنبه ، 20 مهر 1389 ، 00:45
  7
18168

بررسي مواضع ، نگرش و خيانت هاي مهدي كروبي شيخ خائني كه خود را  با فتنه گران پيوند داد تا آبروي ريخته ي خود را در انتخابات بازيابد و اكنون خود را يكي از سران فتنه معرفي  مي كند در قبل و بعد از انتخابات ، مي تواند چهره نفاق اين عامل بيگانه را آشكارتر سازد .

 

گوشه اي از جنايات كروبي در زمان رياست وي بر بنياد شهيد

 

ماجراي زندان در بنياد شهيد چه بود؟

 

 

همسر يك شهيد در گفتگو با فارس تشريحكرد:ماجراي سكه‌ها و زندان كروبي در بنيادشهيد

خبرگزاري فارس: همسر شهيد پاليزواني به بيان ناگفته‌هايي از دوران مسئوليت مهدي كروبي دربنياد شهيد و حواشي آن همچون زندان غيرقانوني و هزينه‌هاي گزاف پرداخت.

 

همسر شهيد مرتضي پاليزواني در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس بهتشريح دوران رياست مهدي كروبي بر سازمان بنياد شهيد انقلاب اسلامي پرداخت وضمن انتقاد از عملكرد رييس وقت بنياد به فرازهايي از آن مقطع اشاره كرد كهمتن آن در زير مي‌آيد:

من قبل از شهادت همسر خود از سال 60 با بنياد شهيد در ستاد جشن‌هاي 22بهمن همكاري داشتم و در اين رابطه نيز ناگفته‌هايي وجود دارد كه شايدبسياري از مردم از آن اطلاع نداشته باشند.


وي ادامه داد: مردم از ريخت و پاش‌هايي در آن دوران چيزي نمي‌دانند؛ ازپول‌ها، باج‌دادن‌ها و اسراف‌ها، ولي من خودم چند ماه با اين جريان كاركردم مي‌ديدم كه چه پول‌هايي و به چه صورت خرج مي‌شد.


همسر شهيد پاليزواني به يكي از سفرهاي مشهد براي ميهمانان خارجي از سويبنياد شهيد اشاره كرد و گفت: خيلي از اين ميهمانان خارجي نبودند و تنهابرخي از بحرين، عربستان، سوريه و ديگر كشورهاي عربي آمدند و من آن موقع بهعنوان مهماندار با آنها همكاري داشتم.
وي خاطرنشان كرد: 2 هواپيماي خصوصي براي اين سفر كرايه شد و ميهماناننيز در هتل شرايتون مستقر شدند. در هواپيما كه بوديم هداياي زيادي از جملهزعفران و پول به تمام حاضران و حتي خدمه هواپيما دادند و قدري پول نيز دراختيار ما قرار دادند و گفتند هر چه اين مهمان‌ها خواستند برايشان تهيهكنيد ولي من آن موقع هزينه نكردم به علاوه اينكه چندين باكس سيگارهاي خارجينيز به ميهمانان اهدا شد. من چون مهمان دار بودم، اينها را مي‌ديدم و همانموقع گفتم اين برنامه بيشتر به يك مراسم شكم پروري مي‌ماند و جالب اينكههمه اين كارها در برابر سكوت مسئولين بنياد انجام مي‌گرفت و حتي خود آقايكروبي آنجا حاضر بودندوي با بيان اينكه من اولين كسي بودم كه در كتاب شدن آثار شهيد بهشتي دربنياد نقش داشتم، اظهار داشت: از آنجا بود كه مسئوليت فرهنگي يكي ازشهرك‌هاي خانواده شهدا را به من واگذار كردند كه خود اين شهرك‌ها هم مسائلزيادي داشتند و من اولين بار در اين شهرك‌ها بود كه با همسرم آشنا شدم وايشان همان موقع به من هشدار دادند كه اينجا نمانيد.
همسر شهيد پاليزواني افزود: او به من تاكيد مي‌كرد كه با سند مي‌گويمكه اكثر اين خانواده‌هايي كه در شهرك‌ها هستند، مشكلات فراواني دارند وليمن اصرار داشتم كه بمانم و ببينم اينجا چه خبر است ولي بعد از ازدواجمانايشان ديگر اجازه ندادند من آنجا بمانم چون محيط را سالم نمي‌دانستند.


وي ادامه داد: خانواده همسر من چون بواسطه شهادت برادرشان خانواده شهيدمحسوب مي‌شدند، در يكي از اين شهرك‌ها ساكن بودند و حتي پدر ايشان هم تاآخرين روز عمرشان از آقاي كروبي ناراحت بود و مي‌گفت وقتي پسرم شهيد شد،برادر آقاي كروبي از ما خواست تا خانه خود را بفروشيم و به اين شهرك كه اومي‌گفت حق ماست، بياييم. او هميشه مي‌گفت اين آقاي كروبي بود كه ما رااينچنين بدبخت كرد.


همسر شهيد پاليزواني با اشاره به اينكه آقاي كروبي براي مدتي همسر من وبرادرانش را در ساختماني زنداني كرده بود، در خصوص علت اين امر گفت: اينموضوع برمي‌گردد به سال 58. همسرم تعريف مي‌كرد كه يك روز به اتفاق ديگربرادران و خانم ايشان به محلي مي رفتيم. در ميانه راه فردي به خانم برادرايشان توهيني كرده بود كه به همين دليل با من گلاويز شدند. در همين گير ودار بود كه آقاي كروبي از آنجا رد مي‌شد و با ديدن صحنه جلو آمد و دستورداد تا ما را گرفته و ببرند.


وي گفت: همسرم اظهار داشت ما هرچه اعتراض كرديم فايده‌اي نداشت و آنهاما را به ساختماني در چيذر كه متعلق به بنياد بود برده و 4 روز آنجا نگهداشتند.


همسر شهيد پاليزواني ادامه داد: همسرم و برادرانش را بعد از مدتي بهزندان اوين منتقل كردند و آنها خواستار مصاحبه با خبرنگاران شده و اعتصابغذا كردند و در اين موقع بود كه اقاي كروبي دست به دامان مادر ايشان شد تابلكه مانع از انجام اين كار توسط فرزندانش شود ولي فايده‌اي نداشت تا خبربه گوش امام رسيد و با وساطت امام بود كه آنها راضي شدند و بعد از مدتي نيزآزادشان كردند و از آن روز به بعد بنياد ديگر رابطه خوبي با آنها نداشت.
وي خاطرنشان كرد: بعدها فهميدند آن فردي كه به همسر برادرشان اهانتكرده بود، با وساطت شخص اقاي كروبي به استخدام صداوسيما درآمد.


همسر شهيد پاليزواني تصريح كرد: آقاي كروبي آدم خاصي هستند و من بعد ازشهادت همسرم به عنوان خانواده شهيد اين مسائل را كاملا درك كردم؛ اگر ازكسي خوشش مي‌آمد كاملا از او در زمينه‌هاي مالي و غيره حمايت مي‌كرد.


" البته زود هم عصباني مي شدند كه يك بار به گوش همكار من زدند و بعدبرايش از دفتر كروبي سكه فرستادند. همكارم مسئول فرهنگي چيذر بودند. گوياآقاي كروبي رفته بودند براي بازديد كه اين همكار من گله‌اي مي‌كند و آقايكروبي هم ناراحت مي‌شود و يك سيلي به او مي‌زدند. ظاهرا اين اتفاق براي يكياز همسران شهدا هم بوجود آمده بود. "
به گفته اين فرد مطلع، يك سال هم عيد فطر گفتند كه حاج آقا مي‌خواهد بههمه كاركنان عيدي بدهد. گفتيم بر چه اساسي؟ گفتند چون روزه گرفته‌ايد. منگفتم كه مگر ما براي آقاي كروبي روزه گرفتيم ؟ آن موقع يعني سال 61 به همهكاركنان نفري 2 هزار تومان پاداش دادند و گفتند چه بگيري و چه نگيري پايشما نوشته شده است.


وي يادآور شد: چون پس از شهادت همسرم با خانواده شهدا در ارتباط بودم،مي‌ديدم كه اكثر آنها از رفتار و برخوردهاي آقاي كروبي ناراحت هستند. حتيآخرين روزهايي كه قرار بود آقاي كروبي بركنار شود خيلي‌ها مي‌گفتند الانبهترين موقع براي اين است كه درخواستمان را با او مطرح كنيم چرا كه امروزبيشترين بذل و بخشش را دارد! اگر خانواده‌اي با آقاي كروبي و اطرافيان اوهمراه مي‌شد وضع خوبي داشت ولي اگر خانواده‌اي اعتراض مي‌كرد يا صدايش رابالا مي‌برد، آقاي كروبي تعارف نداشت كه زن است يا مرد و با او به شدتبرخورد مي‌كرد. همسر شهيد پاليزواني در ادامه گفتگوي خود با فارس، به ذكر خاطره‌ايپرداخت و گفت: يكي از معاونان آقاي كروبي كه مسئوليت املاك و مستغلات بنيادشهيد را بر عهده داشت. برخي كه براي تهيه مسكن به دفتر ايشان مي‌رفتندماهها معطل يك فرصت ملاقات مي ماندند. پس از چندي وي را به جرم اختلاس بهزندان انداختند. جالب اين است كه آقاي كروبي در برابر دستگيري وي هم هيچعكس‌العملي نشان نداد.


اين همسر شهيد از بروز وضعيت‌هاي نامناسب اخلاقي در شهرك‌هاي بنيادشهيد ياد كرد و گفت: برخي كه اعلام مي‌كردند براي زندگي حاضر نيستيم كه بهشهرك‌هاي آنجا بروند، توبيخ و محاكمه غير رسمي شدند. وقتي به آنها گفتهمي‌شد كه در آنجا فساد است، آنان گفتند اين موضوع در همه جامعه وجود دارد.


اين فرد آگاه با اظهار تاسف از رواج بحث ازدواج همسران شهدا گفت: بهعده‌اي از همسران شهيد، فرمي مي‌دادند و از آنها مي‌خواستند ويژگي‌ها و نوعهمسران درخواستي خود را بنويسند. برخي از نزديكان شهدا از اين كار خيليعصباني شدند و به اطرافيان كروبي گفتند مگر اينجا املاك خريد و فروشمي‌كنيد؟ بعدها اين ستاد كه به ستاد ازدواج همسران شهدا معروف بود، جمع شد.


اكثر در خانواده‌هاي شهدا نسبت به عملكرد آقاي كروبي در گذشته نظربسيار منفي دارند. در زمان آقاي كروبي هيچ ضوابطي در پرداخت و رسيدگي بهامور خانواده شهدا نبود و وقتي وارد بنياد مي‌شدي اكثر كارمندان زن آنجا باروسري و مانتو بودند.

 

 

ماجراي همسر شهيدي كه توسط كروبي اغفال شد :

 

پس از آنكه شيخ خائن زير بار اقداماتش در بنياد شهيد نرفت ، يكي از همسران شهدا راز سر به مهري را باز كرد كه اگر چه راز نهان خود را آشكار كرد اما چهره ي اين شيخ هوس باز را بيشتر نمايان ساخت

 

خانم م-س فاش کرد که : بعد ازاینکه همسرم در یکی از عملیاتهای جنگ تحمیلی به شهادت رسید با یک فرزنددرمانده و بی پناه برای رسیدگی به وضعیت زندگی و معاش خود به بنیاد شهیدمراجعه کردم. به گزارش سرویس جمع آوری اخبار پرچم :وی ادامه داد: هر بار کهمراجعه می کردم با جواب سربالای مسئولان روبرو می شدم انها به من می گفتنداز تو زودتر و جلوتر خیلی ها هستند و حالا حالا باید صبر کنی. من آن زمانجوان و زیبا بودم و مثل الان تکیده نشده بودم یک بار مهدی کروبی را به طورناگهانی و اتفاقی در راهروی بنیاد شهید دیدم و در همان فرصت پیش آمده از ویطلب کمک و یاری کردم.

م-س ادامه داد: مهدی کروبی بهمن گفت از رییس دفترم وقت بگیر تا شما را ببینم من هم نزد رییس دفتر اورفتم و به من برای هفته آینده وقت داد.

وی تاکید کرد: در هنگامملاقات با مهدی کروبی او در ابتدا از وضعیت زندگی و چگونگی شهید شدن همسرم وهمچنین بررسی پرونده و درخواست من پرداخت اما با گذشت زمان سئوالات و نگاهها تغییر می کرد او از من سئوالات انحرافی می پرسید.


م -س گفت: منکه به شدت تحت فشار زندگی و درمانده از نگهداری یگانه فرزندم بودم بهناچار به پیشنهاد مهدی کروبی تن دادم و در نهایت به صیغه او در آمدم.

ویگفت: بعد از مدتی یک دفعه همه چیز تغییر کرد مهدی کروبی دیگر تمایلی بهدیدن من نداشت و خودش زمان صیغه را فسخ کرد نمی خواهم به جزییات این مسئلهبیشتر اشاره کنم چرا که کاملا نهان و بارز است.

وی تصریح کرد: منبا یک فرزند در این جامعه وا نفسا رها شدم.
مهدی کروبی ناجوانمردانهاین بلا را سر من آورد و چگونه با زندگی من بازی کردو در نهایت اینگونهناجوانمردانه با من برخورد کرد.

وی گفت: چندین سال است که این درد رادر دل خود پنهان کرده بودم اما با به وجود آمدن حوادث اخیر و چهره حق بهجانبی که این مرد از خودش گرفته بود خیلی آتش گرفتم و پیش خود گفتم برایاینکه حقیقت درونی این افراد برای ملت ایران روشن شود باید این مسئله رابازگو کنم خود می دانم که شاید با بازگو کردن این مسئله اول به خودم لطمهزدم اما عیبی ندارد حداقل چهره پلید این افراد برای ملت ایران نهان می شود.

گفتنی است وی در خاتمه خاطر نشان کرد: اگر فرصتی پیش بیاید دراین رابطه بیشتر صحبت خواهم کرد تا حقایق به خوبی روشن شود.

 

 

ادامه دارد

 


Tags
Last Updated on چهارشنبه ، 12 آبان 1389 ، 16:23
 
Secured by Siteground Web Hosting