جریان اصلاحات ظاهراً هیچ انتظار نداشت که همپیمان سیاسی آنها به این زودی ریل عوض کند و در مهمترین موضوع سیاسی نظام، یعنی مذاکره و رابطه با آمریکا خلاف رویه گذشته ومیل آن‌ها زبان به انتقاد و اعتراف بگشاید.

آقای روحانی که در رقابت‌های انتخاباتی ۹۲ ،مذاکره با آمریکا را به عنوان کدخدای جهان راحت‌تر از اروپا می‌دانست، در جریان انتخابات ریاست جمهوری امسال وعده داده بود همانگونه که در چهارسال گذشته تحریم‌های هسته‌ای را برداشته است، بقیه تحریم‌ها را هم از پیش روی ملت ایران بردارد و لذا با همین رویکرد، بارها از برجام 2و3 سخن گفته بود. حالا اما آن خوش‌بینی ها با چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای، مذاکره با آمریکا را «خنده دارترین حرف تاریخ» می‌داند. این موضع آقای روحانی، گرچه خوشایند اصلاح طلبان نیست اما منطقی‌ترین و اصولی‌ترین نظری است که می‌تواند درباره دشمن دیرپای ایران اتخاذ شود و یقیناً مورد اقبال ملت ایران و نظام اسلامی خواهد بود. حالا اما در برابر برخورد سرد و ساکت اصلاح طلبان، این جریان انقلابی است که باید به میدان بیاید و آقای روحانی را در اصلاح مواضع گذشته‌اش، یاری و همراهی کند البته با رعایت دو ملاحظه؛ نخست آنکه ایشان و همراهان اعتدالی‌اش تفاوتی ماهوی میان آمریکای ترامپ با آمریکای اوباما قائل نباشند.

بدون شک هردوی این‌ها، یک راه و مسیر را می‌روند، یکی با دست چدنی و دیگری با دستکش مخملی روی دست چدنی و دوم؛ حالا که آقای روحانی به درستی از آمریکا قطع امید کرده است، به طریق اولی نباید به همپیمانان اروپایی آمریکا هم دل ببندد که به تعبیر ایشان، آن‌ها همان«آقا اجازه» ها در برابر آمریکاهستند گرچه این سخن، به معنای نفی تعاملات دیپلماتیک نیست اما مسیر درست، آن است که دولت دوازدهم همت اصلی خود را به تقویت اقتصاد داخلی مبتنی بر ظرفیت‌های درونی متمرکز و این مسیر را، عملگرایانه و با جدیت هرچه تمام‌تر دنبال کند.